تبليغاتX
parking artistic group

parking artistic group

در مملکتی که در آن معارف نیست گرچه مرگ ببارد کسی مخالف نیست

مقدمه‏ای بر آسیب‏شناسی نظام آموزشی تئاتر در ایران

 

بهرام جلالی پور

مقدمه
تئاتر در شکل امروزی آن پدیده‏ای وارداتی است و به زحمت از سنت‏های نمایشی بومی نقش پذیرفته است. آموزش این هنر نیز طبعا آموزش پدیده‏ای وارداتی و متفاوت از شیوه‏های سنتی آموزش است. در شکل سنتی، هنر به عنوان یک حرفه و وسیله ارتزاق، ارثیه‏ای خانوادگی قلمداد و از پدر به فرزند منتقل می‏شد. یعنی در فرایندی کاملا تجربی و کاملا عملی.
در غیاب این سنت تعلیم و تعلم سنتی و در غیاب یک پیشینه دیرپا و پایا، بهره‏گیری از آموزش های مدرن بیش از پیش رخ می‏نماید. خصوصا اینکه بایستی بر باور غلطی نیز غلبه کرد: این اعتقاد که هنر پدیده ای ذاتی است و به اصطلاح کافیست «در خون» فرد باشد.
به این ترتیب، در گسترش و توسعه هنرهای نمایشی در ایران ضرورت توجه به امر آموزش صدچندان می‏شود. آموزشی که خود از دو جنبه حائز اهمیت است: نخست از جنبه فرهنگ‏سازی؛ یعنی کمک به تربیت تماشاگر تئاتر و ارتقاء سطح جامعه در احساس نیاز نسبت به وجود تئاتر؛ و بعد، از جنبه تخصص‏آفرینی؛ یعنی ارتقاء سطح دانش و مهارت‏های هنرجویانی که در آینده عرصه‏های آفرینش هنری را به دست خواهند گرفت.
بدیهی است که حوزه عمل و نقش‏آفرینان عرصه فرهنگ‏سازی بسیار گسترده‏تر از آن است که به مراکز آموزش محدود شود: علاوه بر نهادهای آموزش رسمی مثل وزارت آموزش و پرورش، سازمان تبلیغات اسلامی، صدا و سیما و... که به طور رسمی وظیفه فرهنگ‏سازی را در حوزه فرهنگ عمومی به عهده دارند، واحدهای تولیدی نیز می توانند با خلق آثار نوآورانه تر و بهره گیری از شیوه های جذاب تر در گسترش و ارتقاء سطح مخاطبان تئاتر موثر باشند.
البته همانطور که هنگام سخن گفتن از نظام آموزشی تئاتر در فرانسه خواهیم گفت، نهادهای آموزش عمومی و خصوصا وزارت آموزش و پرورش نیز می‏توانند و لازم است که در تخصص آفرینی و تربیت نسلی از هنرمندان آینده موثر باشند. با این حال، در این مقاله ما صرفا به بررسی نقش آموزش‏های عالی در این زمینه، و آن هم صرفا به بررسی نقش عوامل داخلی نظام آموزشی یعنی آن اموری که مستقیما به ساختار و اجزاء این نظام مربوط می‏شود اکتفاء می‏کنیم. واضح است که غیر از عوامل درون آموزشی بایستی نقش عوامل برون از حیطه آموزش ولی مرتبط با آن را نیز در نظر گرفت؛ مسائل مهمی مثل وضعیت اشتغال فارغ‏التحصیلان و تامین امنیت شغلی دانش‏آموختگان تئاتر که بی‏انگیزگی دانشجویان و در نتیجه افت کیفی آموزش‏ها را در پی دارد. با این حال، در اینجا از این قبیل مباحث چشم می‏پوشیم.
لذا، علی‏رغم گستردگی و جذابیت موضوع، با در نظر گرفتن محدودیت‏های همایش، و با توجه به محدودیت‏های مربوط به جمع‏آوری داده‏های کمی (مثل آمار مربوط به تعداد دانشجویان، تعداد فارغ التحصیلان، تعداد مدرسان و...)، در این مقاله صرفا به مقایسه برخی از شباهت‏ها و تفاوت‏های نظام آموزشی تئاتر در ایران با یکی از اصلی‏ترین منابع الگوبرداری آن؛ یعنی نظام آموزشی تئاتر در فرانسه، می‏پردازیم و از ورود به مباحث تاریخی، تحلیلی و آماری پرهیز می‏کنیم.
بخش اول مقاله حاوی مقایسه‏ای کلی بین نظام آموزشی تئاتر در ایران و فرانسه است و بخش دوم نظام آموزشی تئاتر در فرانسه را به همراه مدارج تحصیلی و مراکز اصلی آموزش آن معرفی می‏کند. در ضمیمه پیوست نیز فهرستی از نام و نشانی اینترنتی مراکز آموزشی هنرهای نمایشی در فرانسه ارائه می‏شود.
آشنایی با نظام آموزشی تئاتر فرانسه در سطحی که در بخش دوم مقاله شده است می‏تواند مورد توجه آن دسته از مخاطبانی قرار گیرد که مایل به مقایسه کلی ساختار آموزش تئاتر در ایران و فرانسه هستند. این سطح از مقایسه قطعا امکان مقایسه مزایا و معایب دو سیستم را فراهم نمی کند زیرا در آن از این مزایا و معایب سخنی گفته نشده است. مخاطبان احتمالی دیگر این بخش دانشجویان یا سایر داوطلبانی هستند که قصد دارند تحصیلات تئاتری خود را در فرانسه ادامه دهند. برای این دسته از خوانندگان فهرست پیوست مقاله نیز راه‏گشا و مفید خواهد بود.
طبعا مقایسه‏ دقیق و فراگیر دو نظام آموزشی در ایران و فرانسه نیازمند مطالعه همه جانبه سابقه، وضعیت، نقش و کارکردهای این هنر در دو کشور است. مطالعه‏ای که سایر جنبه‏های موضوع، از جمله مکانیزم‏های تولید و ارائه تئاتر را نیز شامل می‏شود که در اینجا به دلیل محدودیت‏های موضوعی و زمانی همایش امکان پرداختن به آنها وجود ندارد.

بخش اول
آسیب‏شناسی نظام آموزش تئاتردر ایران


الف) پیش از دانشگاه
به رغم باور غلط رایج، نمایش هنری است که علاوه بر استعداد ذاتی به توسعه مهارت‏ها و پرورش توانایی‏ها نیازمند است. کسب مهارت و توانایی در حوزه نمایش نیز مانند سایر رشته‏های هنری به سال‏ها مطالعه و تجربه نیاز دارد و گستره و عمق اطلاعات مربوط به آن ایجاب می‏کند که به امر آموزش آن از دوره‏های پائین‏تر تحصیلی بهاء داده شود. در فرانسه، دانش‏آموزان از همان نخستین سال‏های تحصیل - و حتی به جرات می‏توان گفت که از زمان مهد کودک - از طریق شرکت در کلاس‏های نمایش خلاق یا حضور در تالارهای نمایش با هنر تئاتر آشنا می‏شوند. همچنین، گروه‏های حرفه‏ای متعددی وجود دارند که صرفا در مدارس به اجرای نمایش می‏پردازند. این گروه‏ها با انتخاب موضوعات مناسب و دکور و وسایل صحنه قابل حمل نمایش‏هایی مناسب با فضای آموزشی مدارس تولید می‏کنند و از مدرسه‏ای به مدرسه دیگر می‏روند. به علاوه، در شاخه ادبی تحصیلات متوسطه نیز یک گرایش تحصیلی وجود دارد که هدف آن آشنا ساختن دانش‏آموزان علاقه‏مند به ادامه تحصیل در شاخه‏های مختلف هنرهای نمایشی با این رشته است.
در مقابل، اگرچه به نظر می‏رسد که در ایران نیز اخیرا حرکت‏های محدود مشابهی آغاز شده است، اما هنوز شانس کسب آشنایی اولیه با هنر تئاتر از طریق دیدن نمایش به ندرت و تنها برای تعداد کمی از کودکان و نوجوانان پیش می‏آید که اغلب نیز تجربه‏ای مداوم و تاثیرگذار نیست. از طرفی، غیر از تک‏و‏توک مراکزی مثل «مدرسه صدا و سیما» در این رشته مرکز آموزشی دولتی دیگری نیز برای کسب آموزش‏های پیش از دانشگاهی وجود ندارد. البته در سال‏های اخیر آموزشگاه‏های خصوصی ریز و درشتی به وجود آمده است اما سیاست مدونی در مورد اهداف و برنامه‏های این مراکز وجود ندارد و چندان فراگیر نیستند.

ب) دانشگاه
اگرچه آموزش دانشگاهی رشته تئاتر در ایران در قالب یک دپارتمان دانشگاهی کامل سابقه‏ای حداقل چهل ساله (با تاسیس دانشکده هنرهای دراماتیک در سال 1343) و تدریس نمایش به عنوان برنامه جنبی (یا واحد اختیاری دانشگاهی) سابقه‏ای پنجاه ساله (با برگزاری کلاس‏های نمایش با حضور اساتید امریکایی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران) دارد، اما هرگز برنامه و سیاست مشخص و مدونی در زمینه آموزش تئاتر و مهم‏تر از آن انتخاب و آموزش واحدهای درسی مناسب وجود نداشته است. از این رو، عمده‏ترین مشکلات نظام آموزشی دانشگاهی تئاتر در ایران درونی است. برخی از این جنبه‏های این مشکلات به شرح ذیل است:

ب-1) سردرگمی در اهداف راهبردی: دانشگاه محل تولید علم یا تولید فارغ التحصیل؟
در ایران، هدف دانشگاه بیشتر تولید فارغ‏التحصیل است. به همین ترتیب، وقت زیادی از اساتید مصروف آموزش اطلاعات از پیش مشخص و طبقه‏بندی شده به دانشجویان می‏شود و کمتر فرصت مطالعه و عمق بخشیدن به دانش خود و نیز پژوهش و تولید مطالب جدید را می‏یابند. در حالی که، روح آموزش‏های دانشگاهی بایستی معطوف به هدایت دانشجویان به سمت جست‏وجو و یافتن دانش باشد. چیزی که از معنای کلمه «دانشجو» نیز به خوبی بر می‏آید. در حالی که، در نظام آموزشی فرانسه، انجام فعالیت‏های پژوهشی و تولید علم به اندازه آموزش دانشجویان و شاید بیش از آن اهمیت دارد. به این ترتیب است که اغلب محتوای دوره‏های آموزشی نیز متناسب با زمینه تخصصی یا مطالعات اساتید شکل می‏گیرد و دانشجویان به مشارکت در این کاوش تشویق می‏شوند.
از طرف دیگر، در ایران، دانشگاه به طور هم زمان هم محل تربیت کارشناس تئاتر، صاحب نظر (منتقد، محقق)، هنرمند (نویسنده، بازیگر، کارگران، طراح صحنه و...) و تکنیسین تئاتر (نورپرداز، صداپرداز، چهره‏آرا...) است و علی‏رغم وجود گرایش‏های مختلف ناچار است برنامه آموزشی خود را به گونه‏ای تنظیم کند که دربرگیرنده دانش مورد نیاز تمام این دسته‏ها باشد.
وجود این ضعف و نابسندگی عملی در برنامه آموزشی دانشگاه‏های ایران گاه برخی اساتید را به صرافت دایر کردن کلاس‏ها و دوره‏های آموزشی خصوصی انداخته است که اغلب به واسطه روابط صمیمانه و دوستانه‏ای که بین این اساتید و دست‏اندرکاران تولید پروژه‏های سینمایی و تلویزیونی وجود دارد، هنرجویان این مراکز موفق به راه‏یابی به فرآیند تولید می‏شوند. همین راه‏یابی هنرجویان به درون کاست‏های بسته تولید خود یکی از امتیازهای یک واحد آموزش خصوصی محسوب می‏شود. در حالی که، در نظام آموزشی فرانسه تفکیک وظایف روشنی نیز بین دانشگاه‏ها و مدارس عالی صورت گرفته است: هدف دوره‏های آموزش دانشگاه‏ها تربیت کارشناسان مورد نیاز مراکز فرهنگی (که عموما امور اداری مربوط به نمایش‏ها را ساماندهی می‏کنند) و البته تعداد بسیار کمی منتقد تئاتر و نویسنده تئاتر است که طبعا از بین دانشجویان نخبه و مستعد ظاهر می‏شوند. در حالی که، وظیفه تربیت کادر اجرایی نمایش، و مهم‏تر از همه بازیگر و کارگردان، به کنسرواتوارها و مدارس عالی سپرده شده است.

ب-2) شرح درس‏ها: قدیمی و غیرکاربردی
مواد درسی رشته نمایش در دانشگاه‏های ایران سال‏ها قبل تهیه شده و متناسب با نیازها و تحولات زمان تغییر نکرده است. شرح درس‏ها نیز ناقص، قدیمی و نیازمند بازنگری کارشناسی است. شاید به همین دلیل است که همین شرح درس‏های ناقص نیز اغلب به صورت سلیقه اجرا می‏شود. به علاوه، دانشجویان اغلب هیچ اطلاعی از این شرح درس‏ها ندارند. نمی‏دانند هدف ارائه آنها چیست؟ چه ارتباطی با هم دارند؟ و به طور کلی جایگاه یک درس خاص در دستگاه آموزشی مربوطه کجاست؟
در حالی که، در فرانسه، ضمن تدوین دقیق محتوای هر درس، اطلاع‏رسانی کاملی نیز درباره محتوای آن صورت می‏گیرد. غیر از سایت دانشگاه، معمولا بروشورهایی وجود دارد که شرحی مفید از محتوای درس، اهداف و برنامه آن ارائه داده است. به علاوه، در شروع هر سال تحصیلی، اساتید گروه آموزشی در نشستی دست‏جمعی و صمیمی خود و محتوای درس‏شان را معرفی می‏کنند و به سوالات و ابهامات دانشجویان پاسخ می‏گویند. امری که به نظر نمی‏رسد اجرای آن در ایران دشوار باشد و در عین حال انجام آن تبعات مثبت فراوانی در پی خواهد داشت.

ب-3) فقر منابع آموزشی
طی سال‏های اخیر موج تالیف و ترجمه کتاب‏های نظری تئاتر آغاز شده و شاهد چاپ روز افزون کتاب هستیم اما متاسفانه سیاست‏گذاری روشن و حساب شده‏ای در این زمینه وجود ندارد و به طوری که گاه در یک زمینه خاص ده‏ها کتاب ترجمه و منتشر می‏شود در حالی که در حوزه موضوعات جدیدتر اطلاعات انگشت‏شماری وجود دارد. کافیست به تاریخ انتشار بسیاری از کتاب‏ها نگاه کنیم تا دریابیم که از زمان تالیف آنها سی چهل سال گذشته است.
مسئله دوم عدم امکان دیدن و تحلیل تئاتر است. تئاتر متاسفانه عین سینما پدیده‏ای قابل انتقال نیست. علاقه‏مندان سینما حتی در سال‏هایی که کشور شدیدا از نظر مرزهای فرهنگی بسته بود از طریق نسخه‏های ویدئویی در جریان تحولات روز سینمای جهان قرار می‏گرفتند اما در مورد تئاتر این امکان وجود نداشته است. مضافا اینکه اجرای یک نمایش معمولا بسیار متفاوت از فیلم آن است. حداقل اینکه نسخه فیلم‏برداری شده تمام جنبه‏های آن را نشان نمی‏دهد.

ب-4) تحصیلات تکمیلی: امکان بازآموزی؟
در نظام آموزشی تئاتر ایران امکاناتی برای آموزش و انتقال دانش و مهارت جدید به دست‏اندکاران حرفه‏ای تئاتر پیش‏بینی نشده و خود این افراد نیز شرکت در چنین دوره‏هایی را – بر فرض وجود داشتن – اغلب دون شان خود می‏دانند. یکی از دلایل این امر را بایستی در شکننده بودن نظام سلسله مراتب حرفه ای دانست. جایگاه علمی و تخصصی افراد مشخص نیست و حرمت پیشکسوتان پاس داشته نمی شود.
در حالی که در فرانسه، علاوه بر اینکه برگزاری دوره‏های تحصیلات تکمیلی به طور سازمان یافته وجود دارد، راه‏کارهایی نیز برای تشویق و ترغیب افراد به شرکت در آنها پیش‏بینی شده است. گاهی ملاحظه می‏کنیم که کارگاه‏های آموزش تکمیلی‏ای برگزار می‏شود که شرکت‏‏کنندگان آن صرفا افراد کاملا حرفه‏ای هستند. برای ثبت نام در این کارگاه‏ها گذشتن از یک سد ورودی ضروری است، فرد بایستی پرونده کاری خود را ارائه دهد و بتواند ثابت کند که در کار خود دارای تخصص و تجربه است. مدرس دوره نیز فردی کاملا شاخص و از نظر حرفه‏ای ممتاز است. به این ترتیب، حضور یافتن در محضر او نه تنها کسر شان فرد نیست که یک افتخار به حساب می‏آید. کسب گواهینامه شرکت در دوره نیز یک امتیاز قلمداد شده و به غنای پرونده کاری و تجربی شرکت‏کنندگان می‏افزاید.

ب-5) پژوهش دانشگاهی: بودن یا نبودن!
در غیاب مراکز و هسته‏های پژوهشی دانشگاهی علی‏القاعده پایان‏نامه‏ها بایستی نقش عرصه‏های پژوهش را به عهده بگیرند. اما متاسفانه، اغلب اوقات بی‏انگیزگی اساتید و دانشجویان باعث می‏شود که پایان‏نامه‏های نظری حکم «انرژی» را پیدا ‏کنند که از صورتی به صورت دیگر تبدیل می‏شود اما از بین نمی‏رود!!
اغلب اساتید غیر از انتشار یکی دو مقاله که عموما حاصل رساله‏های تحصیلی آنهاست بقیه عمر خود را صرف تدریس در کلاس‏های درس می‏کنند و اگرچه در برنامه‏های ارتقاء شغلی از تولید کتاب و مقاله به عنوان معیارهای سنجش نام برده شده اما به علت فراهم نبودن بسترهای مناسب، انگیزه‏ای جدی برای این کار وجود ندارد. نخست اینکه اغلب افراد در این حوزه علاقه‏ای به انجام کار جدی پژوهشی ندارند یا به علت عدم استقبال جامعه از پژوهش انگیزه‏ای در آن نمی‏یابند. دوم اینکه بستر مناسبی برای نشر و انتقال یافته‏های پژوهشی وجود ندارد.
در دانشگاه‏های فرانسه این امر به طور پیوسته، متمرکز و برنامه‏ریزی شده صورت می‏گیرد. مثلا در یک هسته پژوهشی طرح پژوهش در موضوعی خاص تصویب و از طریق مدیر پروژه به اساتید و صاحب نظران سفارش داده می‏شود. در پایان مهلت مقرر مقالات تولیدی در همایشی یک روزه یا دو روزه ارائه و متن آنها در کتاب مجموعه مقالات یا نشریه ادواری مرکز تحقیقات مربوطه منتشر می‏شود. موضوع این پروژه‏های پژوهشی به برنامه و محتوای آموزشی کلاس‏ها نیز تسری می‏کند و گاه پروژه‏های کوچک پژوهشی دانشجویان را نیز تحت‏الشعاع قرار می‏دهد و پویا می‏سازد.

ج) بعد از دانشگاه؛ فارغ التحصیلان و آینده پیش رو
بررسی سیستم آموزشی بدون در نظر گرفتن ملاحظات کاربردی تحصیلات دانشگاهی در نظام تولید و مصرف غیر ممکن است. چشم‏انداز اشتغال در هر زمینه‏ای یکی از مهمترین عوامل ارتقاء آموزش‏ها – خصوصا از نظر ایجاد انگیزه در دانشجویان – محسوب می‏شود. چرا که محدویت فرصت‏های شغلی موجب می‏شود دانشجویان آینده روشنی پیش روی خود نبینند و به این جهت انگیزه و رغبتی برای دنبال کردن جدی آموزش‏ها از خود نشان ندهند. نگاهی اجمالی به وضعیت و تعداد تالارهای نمایش کشور و میزان کارهایی که در طول سال به روی صحنه می‏رود نشان می‏دهد که اکثر غریب به اتفاق فارغ التحصیلان دانشگاهی بابستی به فکر روش‏ها و مراکز دیگری برای کسب درآمد و گذران زندگی خود باشند. برخی از این راه‏ها به شرح ذیل است:
• اشتغال به کار تمام وقت یا به صورت پروژه ای و غیر دائمی در سایر رسانه‏های نمایشی (سینما، تلویزیون، رادیو...)
• اشتغال به کار تمام وقت یا آزاد در رسانه‏های گروهی مطبوعات؛ از آنجا که تعداد نشریات تئاتری انگشت‏شمار است و عموما به علت دولتی بودن با وقفه‏های طولانی منتشر می‏شوند، اغلب قریب به اتفاق علاقه‏مندان به فعالیت رسانه‏ای تئاتر جذب روزنامه‏ها و نشریات عمومی می‏شوند و به تهیه گزارش، مصاحبه یا نوشتن نقد ژورنالیستی می‏پردازند.
• کار به عنوان مدرس در واحدهای آموزشی دانشگاهی یا آزاد
• کار به عنوان کارشناس تئاتر در سازمان‏ها یا دوایر دولتی و آزاد یا به طور کلی به عنوان کارشناس فرهنگی یا اجتماعی
• کار در حوزه‏های غیر مرتبط
اشتغال به فعالیت‏های مذکور امری مذموم نیست. کمااینکه در فرانسه نیز بخش عمده ای از فارغ التحصیلان هنرهای نمایشی به فعالیت‏های مشابهی می‏پردازند. آنچه مورد انتقاد است این است که در روح هیچیک از آموزش‏های دانشگاهی تئاتر در ایران آشنایی با این زمینه‏های کاری پیش‏بینی نشده است. در حالی که با ایجاد گرایش‏های مناسب تحصیلی می‏توان برای فعالیت در هر یک از این بخش‏ها افراد حرفه‏ای و تحصیل‏کرده تربیت کرد.

جمع بندی
با توجه به آنچه گفته شد، برخی از راه‏های برون رفت از وضعیت موجود نظام آموزش تئاتر در ایران را می‏توان به شرح ذیل بر‏شمارد:
1. بازنگری در سیاست‏های آموزش عالی رشته نمایش به منظور تعیین دقیق اهداف، بازبینی برنامه دروس متناسب با هر گرایش تحصیلی و تدوین شرح دقیق دروس، تاسیس و گسترش مدارس عالی بازیگری و کارگردانی به منظور ارائه کارگاه‏های عملی متناسب با طول دوره ها؛
2. بازنگری در نحوه ارائه و ارزیابی پروژه پایانی (رساله)؛
3. توجه به امر پژوهش و تشکیل یا فعال سازی واحدهای پژوهشی در دانشگاه‏ها با نیازسنجی و امکان سنجی دقیق موضوعات پژوهشی
4. تهیه و تدوین یا ترجمه کتاب‏های جدید دانشگاهی؛
5. فراهم آوردن شرایط ارتباط دانشگاهی بین دانشگاه‏های داخل کشور و دانشگاه های معتبر خارجی از طریق گسترش برنامه‏های تبادل استاد و دانشجو؛ و نیز فراهم آوردن شرایط علمی برای دیدن و تحلیل نمایش‏های خارجی از طریق برگزاری اردوهای علمی خارج از کشور؛
در راستای بند آخر، لازم می‏دانیم به سیاست‏های اعزام دانشجوی تئاتر به خارج از کشور نیز اشاره کنیم: به نظر می‏رسد که بایستی اعزام دانشجو در این رشته به جای شروع از مقطع کارشناسی ارشد یا دکتری بایستی از مرحله کارشناسی صورت گیرد. به این ترتیب، دانشجویان امکان بهره‏مندی بیشتر از فضاها و شرایط آموزشی را خواهند داشت و از آنجا که تحصیل در دوران کارشناسی ارشد و دکتری بیشتر جنبه پژوهشی دارد، فارغ‏التحصیلان دوره کارشناسی تئاتر دانشگاه‏های خارج کشور - در صورت وجود محدودیت‏های اعزام- می‏توانند تحصیلات خود را در دوره‏های بالاتر به صورت ترددی یا حتی از راه دور دنبال کنند.


بخش دوم
معرفی ساختار آموزشی تئاتر در فرانسه

نظام آموزشی تئاتر را در فرانسه می‏توان به دو دوران آموزش‏های مقدماتی و عالی تقسیم بندی کرد:

الف) آموزش‏های مقدماتی
منظور از آموزش‏های مقدماتی در اینجا تمام طول مدت پانزده ساله آموزش تحصیلی است که زیر نظر وزارت آموزش عمومی ارائه می‏شود. شامل: مهد کودک (سه سال)، دبستان (پنج سال)، کالج (چهار سال)، دبیرستان (سه سال).

1) مهد کودک و دبستان؛ مرحله تربیت تماشاگر
همانطور که پیشتراشاره شد، آموزش تئاتر در فرانسه به طور عام و فراگیر از فرهنگ‏سازی برای دیدن و درک نمایش آغاز می‏شود. در این کشور کودکان از سه سالگی به مهدکودک می‏روند و در خلال بازی و سرگرمی مبانی اولیه خواندن و نوشتن و نیز فعالیت‏های فرهنگی و هنری (مثل نقاشی و موسیقی) یا اجتماعی (مثل احترام به حقوق دیگران، کار گروهی و ...) را می‏آموزند. در همین دوران است که مربیان کودکان را به تماشای فیلم یا دیدن نمایش می‏برند. آثاری آموزشی که می‏کوشند خلاقیت و روحیه پرسشگری کودکان را تقویت کنند. از این پس، رفتن به تئاتر و دیدن نمایش جزء تفکیک ناپذیر فعالیت‏های فوق برنامه دانش آموزان فرانسوی باقی می‏ماند.

2) دیپلم ادبی با گرایش تئاتر؛ گام نخست در تربیت متخصص
اگرچه در طول تحصیل دانش‏آموزان در دروس مختلف خود به کرات با موادی آموزشی از حوزه ادبیات نمایشی آشنا می‏شوند اما آموزش تئاتر به عنوان یک ماده درسی صرفا در یک شاخه خاص دیپلم ادبی دنبال می‏شود. در برخی از دبیرستان‏های فرانسه و در شاخه دیپلم ادبی گرایشی مخصوص تئاتر و بیان دراماتیک وجود دارد که طی آن مهارت‏های بیانی و بدنی دانش‏آموزان افزایش می‏یابد. از آنجا که ظرفیت تحصیل در این گرایش محدود است معمولا انتخاب داوطلبان به صورت گزینشی و از بین کسانی است که از ذوق ادبی و روحیه ارتباطات برخوردار باشند.
آموزش‏ها در گروه‏های کوچک پانزده نفری و به میزان سه تا چهار ساعت در هفته (سال اول و آخر دبیرستان هر کدام چهار ساعت و سال دوم سه ساعت در هفته) ارائه می‏شود. در اینجا هدف تربیت هنرمندان حرفه‏ای نیست بلکه صرفا تلاش می‏شود که دانش آموزان علاقه‏مند به هنرهای نمایشی با مقدمات این هنر بیشتر آشنا شوند.
برخی از دبیرستان‏های فنی و حرفه‏ای نیز وجود دارند که مهارت‏های مرتبط با رشته‏های فنی هنر نمایش را آموزش می‏دهند. در مورد این مراکز در بخش‏های بعدی سخن خواهیم گفت.

ب) آموزش‏های عالی
پس از پایان دوران دبیرستان و اخذ دیپلم، دانش‏آموزانی که مایل به ادامه تحصیل در رشته تئاتر هستند می‏توانند بسته به علاقه خود نسبت به شاخه‏های مختلف هنر نمایش تحصیلات خود را در دانشگاه‏ها یا مدارس عالی تئاتر دنبال کنند. بسته به اینکه فرد علاقه‏مند به کار روی صحنه یا پشت آن باشد، انتخاب‏های متعددی پیش رویش قرار دارد: کسانی که به کارهای مطالعاتی و تحقیقاتی و یا کارشناسی تئاتر علاقه‏منداند راهی دانشگاه‏ها می‏شوند. دانشگاه‏ها غیر از آموزش دانشجویان مراکز انجام پژوهش و گسترش دامنه دانش نیز هستند. کسانی نیز که دوست دارند بازیگر یا کارگردان شوند باید خود را برای گذشتن از سد کنکور مدارس ملی تئاتر آماده کنند. فارغ‏التحصیلان این مدارس از نظر حرفه‏ای وضعیتی قابل قبول کسب می‏کنند و تقریبا آینده حرفه‏ای روشنی پیش رو خواهند داشت. به همین خاطر، تعداد داوطلبان ورود به این مدارس زیاد و شرایط قبولی در آنها بسیار سخت است. لذا داوطلبان می‏توانند برای کسب آمادگی شرکت در کنکور قبلا در مدارس و کلاس‏های آمادگی کنکور ثبت نام کنند.
در ادامه مطلب ابتدا به تشریح تفکیکی آموزش‏های عالی در دانشگاه ها و مدارس عالی می‏پردازیم و آنگاه تعدادی از اصلی ترین این مراکز را معرفی می‏کنیم.

1) آموزش‏های دانشگاهی
آموزش‏های دانشگاهی بیشتر امکان کسب یک پشتوانه نظری و فرهنگی را فراهم می‏کنند و منجر به تربیت کارشناسان هنری می‏شوند. در دانشگاه‏ها آموزش‏‏ها به ندرت جنبه عملی دارند و از این نظر هرگز به سطح آموزش‏های عملی‏ای که مدارس عالی ارائه می‏دهند نمی‏رسند. بخش عمده فارغ التحصیلان مراکز دانشگاهی کسانی هستند که در آینده به عنوان کارشناس تئاتر در مراکز فرهنگی و هنری عهده‏دار ساماندهی فعالیت‏های تئاتری خواهند شد. بخش بسیار معدودتری از فارغ‏التحصیلان نخبه‏تر نیز به فعالیت‏هایی مثل پژوهش تئاتری، نمایشنامه‏نویسی یا نقد روی می‏آورند.
از سال 2003 و به منظور یکسان سازی نظام آموزش و ارزیابی دانشگاهی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا اطلاحاتی به اجرا در آمده که به (لیسانس- مستر- دکتری) مشهور است. بر اساس این اصلاحات نظام آموزش دانشگاهی اتحادیه اروپا شامل لیسانس (3 سال)، مستر (2 سال) و دکتری (3 سال) خواهد بود. تا پیش از به پایان رسیدن عملیات اجرایی مربوط به انجام اصلاحات ساختاری دو نظام قدیمی و جدید به طور موازی در کنار هم به فعالیت ادامه می‏دادند اما در حال حاضر این نظام به طور کامل در فرانسه پیاده شده است. با این حال، هنوز دوره‏های جنبی دیگری نیز ارائه می‏شود.

1-1) لیسانس ال. ام. د. (LMD)
لیسانس ال.ام.د. اولین مرحله در نظام جدید آموزش عالی در فرانسه و شامل سه سال تحصیلی (شش نیم سال آموزشی) است. در زمینه هنرهای صحنه‏ای در دانشگاه‏های فرانسه سه نوع لیسانس ال. ‏ام. ‏د. ارائه می‏شود: «لیسانس هنرهای نمایشی»، «لیسانس هنرهای نمایشی: مطالعات تئاتری» و «لیسانس هنر، تئاتر، رقص». فهرست ضمیمه مقاله نام و نشانی دانشگاه‏های ارائه کننده این رشته‏ها را معرفی می‏کند. محتوای این دوره‏ها متناسب با تخصص‏های موجود در دانشگاه‏ها و اهداف دوره‏های آموزشی متفاوت است. برای اطلاع از شرح دقیق محتوای هر دوره می‏توان به سایت رسمی دانشگاه‏ها مراجعه کرد.


2-1) کارشناسی ارشد (Master)
دوره کارشناسی ارشد در نظام جدید آموزشی فرانسه شامل دو سال (چهار نیم سال تحصیلی) است که تحت عنوان مستر یک (M1) و مستر دو (M2) شناخته می‏شوند. با توجه به سطح آموزش‏های قبلی و با ارائه مدارک معتبر، گاهی اخذ معافیت از دوره مستر یک و شروع دوره کارشناسی ارشد از مستر دو امکان پذیر است.
محتوای آموزشی دوره‏های کارشناسی ارشد در هر دانشگاه معمولا متناسب با زمینه‏های تخصصی اساتید گروه‏های آموزشی مربوطه برنامه‏ریزی می‏شود. در این دوره، بیش از آنکه انتقال اطلاعات طبقه‏بندی شده‏ی خاص به دانشجویان مطرح باشد تربیت آنها در جهت نحوه انتخاب موضوع تحقیق و آموزش شیوه‏های پژوهش پیرامون آن مطرح است. به همین دلیل، ممکن است حتی مجموعه سمینارهای آموزشی‏ای که ارائه شده نیز از نظر موضوعی خط یکسان و یک‏دستی را دنبال نکنند.
در گروه‏های آموزشی گسترده‏تر (مثل دپارتمان تئاتر دانشگاه پاریس سه) به طور هم زمان سمینارهای آموزشی متعددی وجود دارد و دانشجویان می‏توانند واحدهای موظف خودشان را به طور اختیاری از بین آنها انتخاب کنند. گاهی دانشجویان برای کسب نمره بهتر در چند سمینار اضافی ثبت نام می‏کنند تا در نهایت نمرده سمینارهایی را که حائز بهترین نتیجه بوده به عنوان دروس اصلی در کارنامه خود داشته باشند.
نحوه برگزاری سمینارها نیز به این ترتیب است که معمولا در دو یا سه جلسه اول مدرس یا مسئول برگزاری سمینار آموزشی اطلاعاتی کلی در مورد زمینه سمینار در اختیار دانشجویان می‏گذارد و هر دانشجو متناسب با علاقه خود موضوع خاصی را - ترجیحا مرتبط با محتوای سمینار- انتخاب و درباره آن تحقیق می‏کند. به این ترتیب، نیمی از جلسات بعدی سمینار آموزشی به ارائه شفاهی نتایج تحقیق دانشجویان اختصاص می‏یابد. در پایان هر ارائه کار دانشجویان به طرح سوال از سمینار دهنده می‏پردازند و استاد نیز نظرات خود را ارائه می‏دهد نظراتی که بیشتر معطوف به جنبه متدولوژیک کار دانشجوست.
بعد از اینکه دانشجو تعداد سمینار آموزشی مورد نیاز را گذراند می‏تواند از موضوع پایان نامه خود دفاع کند. ثبت نام در دوره مستر از همان ابتدا با انتخاب استاد راهنما و موضوع تحقیق همراه است. بنابر این دانشجو می‏تواند بلافاصله کار خود را روی پایان نامه شروع کند و از مشورت استاد راهنما بهره‏مند شود.
در نظام آمورشی ال. ‏ام. ‏د. دوره آموزشی کارشناسی ارشد شامل دو گرایش تحقیقات یا حرفه‏ای است که به ترتیب جانشین دوره گواهی‏نامه تحصیلات عمیق و گواهینامه تحصیلات عالی خاص شده‏اند که در نظام آموزشی قبل وجود داشت.
همانطور که پیشتر ذکر شد، با توجه به نوع و تنوع تخصص‏های موجود در هر یک از دانشگاه‏های ارائه دهنده دوره کارشناسی ارشد هنرهای نمایشی در فرانسه، عنوان این دوره‏ها در این دانشگاه‏ها از تنوع زیادی برخوردار است. نام و نشانی اینترنتی دانشگاه‏های ارائه کننده این دوره‏ها در فهرست ضمیمه موجود است.


3-1) دکترا
دوره دکتری در فرانسه نه به عنوان یک دوره آموزشی خاص، به معنای برگزاری کلاس و سمینار و امتحان و غیره بلکه به عنوان دوره‏ای تکمیلی در پرورش محقق، مدرس و نظریه پرداز ارائه می‏شود. این دوره ها در هر دانشگاه زیر نظر بخش دکتری اداره می‏شود. در برخی از دانشگاه‏ها، با توجه به زمینه‏های تحقیقی موجود یا مورد علاقه بخش دکتری و به طور کلی زمینه پژوهشی و تخصصی اساتید راهنمای مشغول به کار در بخش موضوعات از قبل مشخصی ارائه می‏شود.
در هر صورت، علاقه‏مندان ادامه تحصیل در این مقطع بایستی مدرک مستر دو (M2) را دارا باشند یا از کمیسیون علمی دکتری دانشگاه برای معافیت از گذراندن این دوره تائیدیه دریافت کنند، طرح پژوهشی روشنی از موضوع، برنامه تحقیق، متدولوژی و منابع تحقیق خود ارائه کرده و موافقت استاد راهنمایی را برای راهنمایی پروژه تحقیق خود کسب کرده باشند.
اگرچه طی کردن این دوره در قالب بخش‏های دکتری هنرهای نمایشی صورت می‏گیرد، اما چنانچه داوطلب تحصیل در دوره دکتری بتواند استادی مناسب با زمینه تحقیقی خود در سایر دانشگاه‏ها پیدا و موافقت او را جلب کند، انجام تحصیل در این دانشگاه‏ها نیز امکان پذیر است. در این موارد، پژوهش دانشجو طبیعتی بین رشته‏ای (مثلا پژوهشی در تئاتر با رویکردی جامعه شناختی یا روانشناختی یا تاریخی یا ادبی و ...) پیدا می‏کند که در سال‏های اخیر بسیار رایج شده است.
دانشجوی دوره دکتری در فرانسه نه یک دانشجو که همکار استاد راهنمای خود محسوب می‏شود. گاهی از وی خواسته می‏شود که تدریس واحدهایی درسی را نیز به دانشجویان دوره‏های پائین‏تر به عهده بگیرد یا در همایش‏های علمی مقاله ارائه دهد.
طول دوران پژوهش در دوره دکتری سه سال و با تائید استاد راهنما و موافقت رئیس بخش دکتری قابل تمدید است. رساله دکتری بایستی پس از کسب نظر مساعد استاد راهنما و دو ارزیاب علمی در جلسه دفاعیه و با حضور هیئت ژوری مورد داوری قرار گیرد. بعد از این زمان است که دانشجو موفق به اخذ مدرک دکتری خود می‏شود. جلسه دفاعیه امتحان محسوب نمی‏شود. پیش از آن، با دادن مجوز برگزاری جلسه دفاعیه، خود استاد راهنما قبولی دانشجو را اعلام کرده است. جلسه دفاعیه در واقع این امکان را فراهم می‏کند که دانشجو ایده‏ها و نظریات‏اش را به صورت شفاهی بیان و از آنها دفاع کند.

4-1) سایر مدارک دانشگاهی

1-4-1) گواهینامه دووست (DEUST)
گواهینامه تحصیلات دانشگاهی علمی و تکنیکی یا به اختصار DEUST گواهینامه‏ای است که بعد از طی یک دوره آموزش حرفه‏ای دوساله به فارغ التحصیلان اعطا می‏شود. هدف این دوره‏ها به طور کلی تربیت تکنیسین‏هایی با تخصص متناسب با نیازهای خاص علمی و اقتصادی منطقه‏ای خاص از کشور است.
در حوزه هنرهای نمایشی در حال حاضر دو «دووست» وجود دارد. نام و نشانی اینترنتی این دوره‏ها در فهرست ضمیمه موجود است.

2-4-1) لیسانس حرفه‏ای (professionnelle)
لیسانس حرفه‏ای دوره یک ساله‏ای است که در برخی از دانشگاه‏ها با هدف مرتبط کردن دانشجویان با دنیای کار عملی ارائه می‏شود. افرادی که بعد از اخذ دیپلم متوسطه یکی از دوره‏های دوساله دانشگاهی BTS, DUT یا DEUST را گذرانده باشند می‏توانند در دوره لیسانس حرفه‏ای نام‏نویسی و تحصیل کنند. در این دوره‏ها، علاوه بر آموزش‏های نظری و عملی ارائه شده یک کارآموزی دوازده تا شانزده هفته‏ای نیز پیش‏بینی شده است.
برای آشنایی با نام و نشانی اینترنتی دانشگاه‏هایی که در حال حاضر در حوزه هنرهای صحنه‏ای لیسانس حرفه‏ای ارائه می‏کنند می‏توانید به فهرست ضمیمه مراجعه کنید.


3-4-1) دیپلم دانشگاهی (DU)
این دوره‏ها معمولا بر اساس یک درخواست و نیاز منطقه‏ای برگزار می‏شوند و گواهینامه‏های صادره ملی تلقی نمی‏شوند و خاص دانشگاه‏هایی هستند که این دوره‏ها را ارائه می‏دهند.
در حال حاضر، در حوزه هنرهای صحنه‏ای سه دانشگاه دیپلم‏های دانشگاهی ارائه می‏دهند. نام و نشانی اینترنتی این دانشگاه‏ها در فهرست ضمیمه وجود دارد.


2) مدارس تئاتر
مدارس بزرگ ملی، مدارس عمومی، کنسرواتوارهای استانی و نیز کلاس‏های خصوصی ریز و درشتی وجود دارند که در طیف و سطح متنوعی در حوزه هنرهای نمایشی آموزش‏های عملی ارائه می‏کنند:

1-2) مدارس بزرگ ملی
مدارس بزرگ ملی موسسات آموزشی عمومی‏ای هستند که عالی‏ترین و جدی‏ترین آموزش‏های عملی را در زمینه هنرهای نمایشی ارائه می‏دهند. تحصیل در این مدارس به مدت سه سال و به صورت تمام وقت است و طی آن هنرجویان دانشجو محسوب می‏شوند. ورود به این مدارس دارای شرط سنی است و پذیرش در آنها براساس قبولی در کنکوری بسیار گزینشی صورت می‏گیرد که نیازمند آمادگی جدی است. آموزش‏های این مدارس حول تربیت مهارت‏های بیانی و بدنی، و نیز آشنایی با تاریخ تئاتر و تاریخ هنر متمرکز است. اساتید مدرسه نیز از بین کارگردانان و بازیگران صاحب نام کشور انتخاب می‏شوند. شهرهای پاریس، استراسبورگ و لیون محل سه مدرسه بزرگ ملی هستند. نام، نشانی و مختصری از شرایط اختصاصی هر یک از این سه مدرسه در فهرست ضمیمه موجود است.

2-2) مدارس عمومی
غیر از مدارس بزرگ، موسسات عمومی رایگان دیگری نیز وجود دارد که آموزش حرفه‏ای ارائه می‏دهند. در این مدارس نیز پذیرش داوطلبان به روشی مشابه روش مدارس ملی صورت می‏گیرد. آموزش‏های ارائه شده در این مدارس مورد تائید وزارت فرهنگ و افراد حرفه‏ای‏ است. با این حال، پذیرفته‏شدگان از وضعیت دانشجو برخوردار نخواهند بود. این مدارس می‏توانند به عنوان سکوی آمادگی برای موفقیت در کنکورهای مدارس بزرگ هم به حساب آیند. برای آگاهی از نام، نشانی اینترنتی و شرح مختصری از شرایط اختصاصی برخی از این مدارس می‏توانید به فهرست پیوست مراجعه کنید.

3-2) کنسرواتوارهای استانی
کنسرواتوارهای استانی و شهرداری‏ها کلاس‏های مقدماتی مربوط به هنرهای نمایشی را به جوانان بین 15 تا 25 سال ارائه می‏دهند. آموزش‏ها در این مراکز در یک یا دو سیکل دو یا سه ساله ارائه می‏شوند. اهمیت و اعتبار این مراکز بر اساس میزان توانایی شان به عنوان دروازه ورود دانشجویان به مدارس عالی ارزیابی می‏شود. کنکور ورودی این مراکز بسیار دقیق و موشکافانه است و داوطلبان ورود به این کنسرواتوارها بایستی بین 18 تا 25 سال سن داشته باشند. فقط دو کنسرواتوار استانی وجود دارند که یک آموزش حرفه‏ای تمام وقت ارائه می‏دهند. کنسرواتوار شهر بردو (Bordeaux) و کنسرواتوار شهر مونپولیه (Montpellier). دوره آموزشی در کنسرواتوار بردو سه سال و در کنسرواتوار مونپولیه دو سال است.

4-2) مدارس خصوصی
علاوه بر مدارس ذکر شده، صدها مدرسه و موسسه خصوصی تئاتر با درجه‏های کیفی مختلف وجود دارد که البته اکثر آنها در پاریس و حومه آن قرار دارند. ورود به آنها ساده است اما به همان اندازه نیز ممکن است باعث سرخوردگی هنرجو شوند. اگرچه برخی از مواد آموزشی این مراکز مورد تائید وزارت فرهنگ هست اما این مسئله باعث تضمین کیفیت آنها نمی‏شود. شهریه این مدارس بین 200 تا 500 یورو در ماه طبق درس است و هنرجویان این موسسات نمی‏توانند به عنوان دانشجو محسوب شوند. برای تشخیص یک کلاس خوب باید حتما قبل از ثبت نام یک بررسی اولیه انجام داد. مثلا نظر شاگران قبلی و در صورت امکان افراد حرفه‏ای را جویا شد.


3) آموزش‏های فنی
هنر دراماتیک صرفا فعالیتی نظری نیست. طی سال‏های اخیر آموزش مشاغل فنی تئاتر هم توسعه یافته است. مدارس عمومی و خصوصی متعددی وجود دارند که در این زمینه آموزش‏های متنوعی ارائه می‏کنند و اغلب گواهینامه‏های معتبری به فارغ‏التحصیلان می‏دهند که مورد قبول بخش‏های حرفه‏ای است. به دلیل کثرت تعداد داوطلبان ورود به این مراکز رقابتی است و بر اساس گزینشی فشرده صورت می‏گیرد.

1-3) دوره تربیت تکنیسین فنی هنرهای نمایشی (DTMS)
دوره‏های ترتبیت تکنیسین فنی هنرهای نمایشی دوره‏هایی دوساله‏اند که ورود به آنها از طریق شرکت در آزمون ورودی و قبولی در مصاحبه امکان‏پذیر است. در حال حاضر، این دوره‏ها در دو گرایش تکنیک‏های لباس‏آرایی و تکنیسینی صحنه ارائه و در پایان به فارغ‏التحصیلان گواهینامه تکنیسین فنی تئاتر در گرایش مربوطه ارائه می‏شود. داوطلبان ورود به گرایش تکنیک‏های لباس‏آرایی بایستی علاوه بر دارا بودن دیپلم تحصیلات متوسطه با حرفه خیاطی نیز آشنا باشند. به همین ترتیب، داوطلبان ورود به گرایش تکنیسینی صحنه نیز بایستی قبلا یک دوره BEP را در رشته‏های فلزکاری، صنایع چوب و مواد ترکیبی، الکتروتکنیک، فرش‏بافی گذرانده باشند.

2-3) دوره مهارت‏های هنری (DMA)
دوره مهارت‏های هنری دوره است که دارندگان دیپلم متوسطه می‏توانند در آن ثبت نام و پس از گذراندن یک دوره دوساله گواهینامه مهارت‏های هنری دریافت کنند. در حال حاضر، این گواهینامه در گرایش‏های لباس، نور پردازی و صداپردازی در موسسات و مدارس فنی و حرفه‏ای متعددی ارائه می‏شود.

3-3) آموزش‏ ساخت و شکل دادن کلاه گیس
برای آرایشگرهایی که دوست دارند در حوزه هنرهای نمایشی فعالیت کنند نیز یک دوره یک ساله ساخت و فرم دادن کلاه‏گیس‏های نمایشی وجود دارد. دو مرکز؛ تئاتر کاپیتول (Capitole) در شهر تولوز و یک دبیرستان خصوصی در شهر روآن (Rouen) در حال حاضر این تخصص را آموزش می‏دهند.

4-3) آموزش چهره آرایی
آموزش‏های مربوط به تخصص چهره‏آرایی در حال حاضر فقط در تئاتر کاپیتول (Capitole) در شهر تولوز و تعدادی موسسات آموزشی خصوصی ارائه می‏شود.


4) هنرهای سیرک
سیرک نیز به عنوان شاخه‏ای از هنرهای نمایشی امروز مراکز آموزشی مخصوص به خود را دارد. دیگر لازم نیست کسی در یک سیرک متولد شده باشد تا بتواند در این حوزه فعالیت کند. از حدود یک دهه قبل، وزارت فرهنگ دوره‏های آموزش حرفه‏ای هنرهای سیرک را راه‏اندازی کرده است. راهبردهای آموزشی این دوره‏ها توسط مرکز ملی هنرهای سیرک ارائه می‏شود. نام، نشانی اینترنتی و شرح مختصری از دو مدرسه ملی و یک مدرسه معتبر خصوصی ارائه دهنده آموزش‏های مربوط به هنرهای سیرک در فهرست پیوست وجود دارد.
برخی از موسسات خصوصی نیز توانسته‏اند از فدراسیون فرانسوی مدارس سیرک گواهینامه تائید صلاحیت دریافت کنند که آموزش‏های آنها یک مرحله آماده سازی خوب برای شرکت در کنکور ورودی مدرسه عالی سیرک محسوب می‏شود.


5) تحصیلات تکمیلی
وجود دوره‏های تحصیلات تکمیلی امکان به روز سازی دانش، ارتقاء سطح آگاهی آکادمیک و کسب گواهینامه را برای افرادی فراهم می‏کند که پیشتر در بخش‏های عملی کار کرده‏اند یا در سنین میانی عمر به دنبال یک موقعیت کاری بهتر هستند. این دوره ها معمولا متناسب با سن و موقعیت افراد ذینفع (سطح آگاهی و نوع گواهی مورد نظر، هدف فرد، شاغل یا بیکار بودن او و غیره) طراحی و ارائه می شوند.
داوطلب گذراندن دوره های تحصیلات تکمیلی اگر شاغل باشد چند امکان پیش رو دارد: می تواند از مزایای قانون «حق دسترسی به تحصیل» بهره‏مند شود که بر اساس آن، با کسب موافقت کارفرما می‏تواند تا بیست ساعت آموزش در سال استفاده کند. یا می‏تواند از مرخصی تحصیلی استفاده کند که حداکثر زمان آن یک سال است و طی آن فرد حقوق خود را نیز دریافت می‏کند. همچنین، دوره‏های حرفه‏ای سازی نیز وجود دارد که به ابتکار حقوق‏بگیران یا کارفرما و به منظور ارتقاء سطح کیفی حقوق بگیران ارائه می‏شود.
حتی افراد بیکار و جویای کار نیز می‏توانند مطابق سن و سال و سطح دانش خود دوره‏های آموزشی رایگان مناسبی پیدا کند و به این ترتیب شانس خود را برای پیدا کردن کار بالا ببرند.
در ارائه این دوره‏های تحصیلات تکمیلی مراکز متعدد و گوناگونی مشارکت می‏کنند: دانشگاه‏ها، موسسات عمومی یا خصوصی، و غیره. آموزش‏ها می‏توانند همراه با ارائه گواهینامه یا بدون آن باشند. مرکز آموزش حرفه‏ای فنون نمایش یکی از این مراکزاست که آموزش‏های متنوعی در زمینه تکنیک‏های پلاتر، دکور، صدا و اتاق فرمان ارائه می‏دهد. «گرتا هنرهای کاربردی» نیز موسسه‏ای است که در حوزه اداری و حوزه تولید نمایش آموزش‏هایی ارائه می‏دهد. و بالاخره باید از مرکز «اژسیف» نام برد که تحت حمایت وزارت فرهنگ تعداد زیادی آموزش‏های حرفه‏ای در زمینه فرهنگ و نمایش ارائه می‏دهد.www.theater.ir
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 20:35  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

سهراب سلیمی

كارگردان، بازيگر، طراح صحنه، مجسمه‌ساز، طراح ماسك و گريمImage

تحصيلات: كارشناسي كارگرداني و بازيگري از دانشكده هنرهاي دراماتيك؛١٣٥٧ دريافت نشان درجه يك هنري معادل درجه
دكترا توسط شوراي عالي ارزشيابي وزارت ارشاد؛1382


نمايش‌ها:

بازي در نمايش”به خاطر وطنم “به كارگرداني”رضا رضاپور “ ؛تربت حيدريه، تالارمولن‌ روژ ؛ 1345

بازي در نمايش”كوروش پسر ماندانا “به كارگرداني”تيمور قهرمان “؛ تربت حيدريه، تالار فرهنگ ؛1346

بازي در نمايش”آرش كمانگير “به كارگرداني”تيمور قهرمان “؛ تربت حيدريه، تالار منصوريه ؛1347

كارگرداني و بازي در نمايش”پزشك قلابي “ نوشته”نصرت زماني“؛كرمانشاه، تالار رازي؛ 1349

كارگرداني و بازي در نمايش”تاجماه و عروس “نوشته”فريده فرجام “؛ كرمانشاه، تالار پروين اعتصامي ؛ 1349

كارگرداني و بازي در نمايش”قوچ شايسته قرباني است “نوشته”تقي تقي‌پور “؛ شاهرود،تالار شير و خورشيد ؛ 1350

كارگرداني و بازي در نمايش”گلدونه خانم “نوشته”اسماعيل خلج “؛ شاهرود، تالار شير و خورشيد ؛ 1350

كارگرداني و بازي در نمايش”حالت چطور مش رحيم“نوشته ”اسماعيل خلج “؛ شاهرود، تالار شير و خورشيد؛ 1350

كارگرداني و بازي در نمايش”توي خودت باش “نوشته” اسماعيل خلج “؛ شاهرود، تالار شير و خورشيد ؛ 135١

كارگرداني و بازي در نمايش”از پا نيفتاده‌ها “نوشته”غلامحسين ساعدي“؛ شاهرود، تالار شير و خورشيد؛ 135١

كارگرداني و بازي در نمايش”مسافران“نوشته”اكبر رادي “؛ تهران، كاخ جوانان؛1351

بازي در نمايش”صيادان “به كارگرداني”فرامرز طالبي “؛ دانشگاه تهران، تالار فردوسي ؛ 1352

بازي در نمايش”آندورا“به كارگرداني”ابوالقاسم معارفي “؛تهران، كاخ جوانان؛ 1352

بازي و سازنده ماسك در نمايش”سرباز لاف‌زن “به كارگرداني”خليل موحدديلمقاني “؛تهران، تالار سنگلج؛ 1352

بازي در نمايش”لبخند باشكوه آقاي گيل “به كارگرداني”ركن‌الدين خسروي“؛تهران، تالار سنگلج؛ 1353

بازي و كارگرداني نمايش”از پا نيفتاده‌ها“؛ تهران، تالار رفاه؛ 1353

كارگرداني و بازي در نمايش”از پنجره نگاه كن “نوشته”نادر ابراهيمي “؛تهران، تالار رفاه؛ 1353

بازي، دستيار كارگردان و سازنده عروسك در نمايش”ابراهيم توپچي و آقا بيك “به كارگرداني ”ركن‌الدين خسروي “؛تهران،تالار 25 شهريور(تالار سنگلج)؛ 1354

دستيار كارگردان و سازنده عروسك در نمايش”سلام و خداحافظ “به كارگرداني”ركن‌الدين خسروي“؛تهران، تالار انجمن ايران و آمريكا؛ 1354

بازي در نمايش”سربازها “به كارگرداني”هرمز هدايت “؛تهران، دانشكده‌ هنرهاي زيبا؛ 1354

طراح گريم در نمايش”سالگرد “به كارگرداني”‌تاجبخش فنائيان “؛تهران، دانشكده‌ هنرهاي دراماتيك؛1355

بازي و طراح گريم در نمايش”گدا و سگ مرده “به كارگرداني”محمد هراتي “؛تهران، دانشكده‌ هنرهاي دراماتيك؛ 1355

كارگرداني و بازي در نمايش”27 واگن پر از پنبه “نوشته”تنسي ويليامز “؛شاهرود، تالار شير و خورشيد ؛ 1355

بازي و ساخت مجسمه در نمايش”ساكت “به كارگرداني”جعفر والي “؛تهران، تالار 25 شهريور ( تالار سنگلج)؛1355

بازي در نمايش”تياله “به كارگرداني”محمدرضا كلاهدوزان “؛تهران، تالار دانشكده‌ هنرهاي دراماتيك؛ 1355

طراح گريم در نمايش”زيتون “به كارگرداني”ركن‌الدين خسروي “؛تهران، تالار دانشكده‌ هنرهاي دراماتيك؛ 1355

بازي، دستيار كارگردان و ساخت ماسك در نمايش”نمايش طولاني‌ “به كارگرداني”جعفر والي‌“؛ تهران، تالار 25 شهريور (تالار سنگلج)؛ 1356

بازي در نمايش”وايكينگ‌ها در هل‌گلاند“به كارگرداني”جمشيد جهانزاده “؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛1356

بازي در نمايش”از نيمه راه“به كارگرداني”فريد شهرياري “؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356

طراح گريم در نمايش”ماندراگولا “به كارگرداني”عبدالحسين فهيم “؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356

بازي در نمايش”پيش از ناشتايي “به كارگرداني”ژيلا سهرابي “؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356

سازنده ماسك در نمايش”قويتر“به كارگرداني”محمدعلي شكيبافر “؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356

بازي در نمايش”‌جويندگان “به كارگرداني”داود دانشور “؛تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356

بازي در نمايش”بيوگرافي يك بازي “به كارگرداني”جمشيد جهانزاده “؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356

طراح گريم در نمايش”مرگ در برابر“به كارگرداني”حسن مهماني “؛تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛1356

بازي و طراح گريم در نمايش”دو رگه“به كارگرداني”جمشيد جهانزاده“؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356

بازي در نمايش”گوئرنيكا “به كارگرداني”احمد سپاسدار “؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1356

طراح گريم در نمايش”سي‌زوئه باسني مرده است“به كارگرداني” ركن‌الدين خسروي “؛ تهران،اداره تئاتر، خانه نمايش ؛ 1357

بازي در نمايش”استثنا و قاعده “به كارگرداني” ركن‌الدين خسروي “؛ تهران، دانشگاه صنعتي؛ 1357

بازي و طراحي صحنه در نمايش”پيك نيك در ميدان جنگ“به كارگرداني”محمود هندياني“؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛1357

طراح گريم در نمايش”سي‌زيف و مرگ“به كارگرداني”‌محمدرضا كلاهدوزان“؛ تهران،دانشكده هنرهاي دراماتيك؛1357

طراح گريم در نمايش”ژاندارك“به كارگرداني” ركن‌الدين خسروي“؛ تهران، دانشكده هنرهاي دراماتيك؛ 1357

طراح گريم در نمايش”كله‌ گردها و كله تيزها “به كارگرداني”ناصر رحماني‌نژاد“؛تهران، تالار سنگلج؛ 1358

بازي در نمايش”مونتسرا “به كارگرداني”محمدعلي جعفري “؛تهران، تالار رودكي؛1358

طراح گريم در نمايش”گوشه‌ نشينان آلتونا “به كارگرداني”‌ركن‌الدين خسروي “؛تهران، تالار سنگلج؛ 1358

طراح گريم در نمايش”خرده بورژواها “به كارگرداني”‌ناصر يوسفي‌نژاد “؛ تهران، تالار مولوي؛ 135٩

بازي و طراح گريم در نمايش”مرگ بر آمريكا “به كارگرداني” ‌ركن‌الدين خسروي“؛ تهران، تالار سنگلج؛1359

طراح گريم در نمايش”بوسمن ولنا “به كارگرداني”رجب محمدين‌ “؛ تهران، تالار مولوي؛1359

بازي در نمايش”حماسه ننه خضيره“ كارگرداني” گروهي“؛ تهران، تالار وحدت؛ 1360

بازي و طراحي صحنه در نمايش”سي‌زونه باسني مرده است“به كارگرداني” ‌ركن‌الدين خسروي‌“؛ تهران، تماشاخانه سعدي؛ 1360

بازي در نمايش”سوگ‌نامه براي مادر قاسم “به كارگرداني” ‌ركن‌الدين خسروي “؛ تهران، سنديكاي هنرمندان؛ 1360

طراح گريم در نمايش”ماهان كوشيار “به كارگرداني”‌رضا قاسمي “؛تهران،تئاتر شهر، تالار چهارسو؛ 1363

بازي در نمايش”شاهزاده و گدا “به كارگرداني”هادي مرزبان “؛ تهران،تئاترشهر، تالار اصلي ؛ 1365

بازي در نمايش”معماي ماهيار معمار “به كارگرداني”رضا قاسمي “؛ تهران،تئاترشهر، تالار اصلي ؛ 1365

بازي و دستيار كارگردان در نمايش”باغ آلبالو “به كارگرداني”اكبر زنجانپور “؛ تهران، تالار وحدت؛ 1367

بازي در نمايش”تولد “به كارگرداني” ‌ركن‌الدين خسروي “؛ تهران، تالار مجموعه آزادي؛ 1367

بازي در نمايش”مريم و مردآويج “به كارگرداني”بهزاد فراهاني، حسين احمدي‌نسب “؛تهران، تالار مجموعه آزادي؛ 1367

بازي در نمايش”اتللو “به كارگرداني”هوشنگ توكلي“ ؛تهران ،تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1368

كارگرداني نمايش”كبودان و اسفنديار“نوشته”آرمان اميد“؛تهران،تئاتر شهر، تالار چهارسو؛ 1369

بازي در نمايش”مدال درجه يك شجاعت“به كارگرداني”حميد مظفري“؛تهران،تئاترشهر، تالار اصلي ؛ 1369

بازي در نمايش”چراغ گاز“به كارگرداني”شهلا ميربختيار“؛تهران،تئاتر شهر، تالار چهارسو؛1370

دستيار كارگردان در نمايش”تنبور نواز“به كارگرداني”هادي مرزبان“؛تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1372

بازي، دستيار صحنه و سازنده آكسسوار در نمايش”بينوايان“نوشته و كارگرداني”بهروز غريب‌پور“؛تهران، فرهنگسراي بهمن؛ 1375

دستيار كارگردان، سازنده وسائل صحنه و صورتك در نمايش”هفتخوان رستم“نوشته و كارگرداني ”بهروز غريب‌پور“؛تهران، تالار 12 هزار نفري آزادي؛ 1376

بازي در نمايش”دايره گچي قفقازي“به كارگرداني”حميد سمندريان“؛ تهران ،تئاترشهر، تالار اصلي ؛ 1376

مدير و مشاور كارگردان در نمايش”شب روي سنگفرش خيس“به كارگرداني”هادي مرزبان“؛ تهران،تئاترشهر، تالار اصلي ؛ 1377

بازي در نمايش”ريچارد سوم“به كارگرداني”داود رشيدي“؛ تهران،تئاترشهر، تالار اصلي ؛ 1378

مدير برنامه در نمايش”حماسه انقلاب سنگ“نوشته و كارگرداني”هادي مرزبان“؛تهران، تالار وحدت؛ 1379

بازي در نمايش”درد دل با سگ“نوشته و كارگرداني”آتيلا پسياني“؛تهران،تئاترشهر،تالار اصلي؛ 1379

مدير برنامه و دستيار كارگردان در نمايش”باغ شب‌نماي ما“به كارگرداني”هادي مرزبان“؛تهران،تئاترشهر، تالار اصلي ؛ 1380

بازي و دستيار كارگردان در نمايش”هفت كردار“نوشته و كارگرداني”هرمز هدايت“؛تهران، تئاترشهر،تالار اصلي ؛ 1380

كارگردان، طراح صحنه و سازنده ماسك در نمايش”مده‌آ“نوشته”داريو فو“؛تهران،تئاتر شهر،تالار قشقايي؛تهران، تالار مولوي؛ زنجان؛ همدان؛ آلمان؛ 1381

كارگرداني و طراحي صحنه در نمايش”آخر خط“نوشته”پتر توريني“؛ تهران،تئاتر شهر،تالار سايه؛ تنكابن؛ آلمان؛ 1382

كارگرداني و طراحي صحنه در نمايش”سه گانه وانيك“(احضار، گشايش، اعتراض)نوشته”واسلاو هاول“؛تهران،تئاتر شهر، تالار چهارسو؛1383

كارگرداني و طراحي صحنه در نمايش”دو دلقك و نصفي “نوشته”جلال تهراني “؛(جشنواره تئاتر ماه) تهران،حوزه هنري، تماشاخانه مهر ؛1384

كارگرداني نمايش"خرده جنايت‌هاي زن و شوهري" نوشته"اريك امانوئل اشميت"؛ تهران، تئاترشهر، تالار سايه؛ 1384

كارگرداني نمايش"نواي اسرار آميز" نوشته"اريك امانوئل اشميت"؛ تهران، تئاترشهر، تالار قشقايي؛ 1385

همكاري با گروه”ركن‌الدين خسروي“ از سال ١٣٥٣ (اين گروه از سال 1356”5 آذر“ نام گرفت.)

موسس گروه تئاتر”صورتك“؛ 1381

مدرس تئاتر در دانشگاه آزاد اسلامي واحد اراك؛ از سال 1382

رئيس انجمن كارگردانان خانه تئاتر

همكاري آزاد با گروه‌هاي مختلف تئاتري

(از سایت هنر تئاتر)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 11:22  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

دراماتورژی

دراماتورژ و خلاقیت های او

 

ام. لوئیس مک‌کی    برگردان: مینو میرشاه ولد

یک دراماتورژ می تواند عضوی فعال از تیم تولید یک محصول نمایشی باشد ، خواه محصول بر اساس یک متن دست اول شکل گیرد ، خواه بر پایه یک نمایشنامه کلاسیک، که صدها بار اجرا شده است.

همکاری دراماتورژ با نویسنده یک متن جدید ، می تواند به نویسنده کمک کند تا نمایشنامه را بهتر برای مخاطب شکل دهد و همچنین حلقه وصل وی و سایر اعضای تیم باشد. در هنگام آماده سازی یک نمایشنامه قوی و محکم ، دراماتورژ به کارگردان و طراحان کمک می کند تا بصیرتی را که باید، نسبت به نمایشنامه پیدا کنند. همچنین برای شکل گیری کاراکتر به بازیگران اطلاعات و بینش می دهد. کوتاه آنکه، دراماتورژ می تواند از بسیاری جهات به کلیه اعضا تیم کمک کند تا محصول کاملا درک شده ای اجرا کنند.

به منظور شناساندن اهمیت جایگاه دراماتورژی در تولیدات دانشگاهی ، انجمن «مدیران ادبی و دراماتورژهای آمریکا»(LMDA) ، انجمن «تئاتر آموزش عالی» ((ATHE، و KCACTF جهت کمک به دراماتورژی دانشجویان، فعالیت می کنند. این گروهها با مشارکت یکدیگر جایزه ای را برای تصدیق فعالیت دانشجویان در این حوزه، اهدا میکنند

در اینجا ما به تشریح برخی فعالیت های دراماتورژها میپردازیم ، اگرچه بسیاری از نکات زیر بیشتر در «یک جهان ایده آل» قابل دستیابی هستند تا در دنیای واقعی.

یک دراماتورژ چه میکند؟ فهرست عناوین:

1 ـ دراماتورژی محصول

الف) قبل از شروع تمرینات

ب) در حین تمرین و اجرا

2 ـ دراماتورژی رسمی

الف) مدیر ادبی

ب) دراماتورژی برای موسسه ها

 

دراماتورژی محصول

دراماتورژ محصول اغلب درگیر دو مرحله کاملا مجزا می شود: مرحله قبل از شروع تمرینات و مرحله تمرینات

الف ـ قبل از شروع تمرینات

دراماتورژ غالبا وظیفه «آماده سازی متن برای اجرا» را بر عهده دارد . این می تواند برای تولیدات مختلف، معانی متفاوتی بدهد . ممکن است به معنی آماده سازی نسخه ای از یک نمایشنامه کلاسیک، ترجمه ای از یک زبان دیگر، آداپته کردن یک متن غیر نمایشی برای اجرای صحنه ای ، یا همکاری با نمایشنامه نویس در زمان شکل گیری یک متن جدید، باشد.

بسیاری موارد ، دراماتورژ تحقیقاتی بر روی محصول انجام می دهد که می تواند شامل به دست آوردن اطلاعاتی درباره سابقه نمایشنامه نویس، زمان و مکان نمایشنامه نویس، حوادث و مکان هایی که متن بدان ها اشاره دارد، و یا سایر مسائل نمایشنامه باشد. این مواد برای کمک به افرادی که دست اندر کار تدارک محصول هستند، جمع آوری میشود، تا متن را بهتر درک کنند. البته این بدان معنی نیست که سایرین وظیفه ندارند که به کنه متن بیاندیشند، بلکه کار دراماتورژ در واقع تکمیل و توسعه کار دیگران است. بسیاری از دراماتورژها دائما حرفه خود را با عنوان «معجون مقوی دراماتورگی»، تبلیغ میکنند.

فراتر از همه اینها ، دراماتورژ می باید ابتدا خود نمایشنامه را بفهمد. او می باید نمایشنامه را به نحوی بخواند که گویی با آگاهی دست اول درباره متن و ساختارش، نظامش، و تسلسل در کنشش به فراشد تولید محصول قدم نهاده است. این نیازمند دانشی عمیق درباره ساختارهای درام و کنش است، ولی آنچه تولید می شود ممکن است با تولید بعدی از همان متن کاملا متفاوت باشد. بسیاری از دراماتورژها نمودارها و نقشه هایی از تسلسل کنش ها ، فعالیت کاراکترها به تنهایی، حوادث نمایشنامه، و یا سایر عناصر نمایش، ترسیم می کنند. این ممکن است تنها یک مطالعه شخصی باشد، و یا اینکه با همکاری کارگردان، و یا احنمالا کل گروه صورت گیرد.

ب ـ طی تمرین و اجرا

طی تمرینات، وظیفه یک دراماتورژ اغلب این است که به محصول کمک کند تا ازچشم اندازی که برای آن تصور شده است، عدول نکند. دراماتورژ به درک خودش از متن و از این محصول خاص می رسد. خصوصا در نمایش هایی که کارگردان می باید درگیر جزئیات تکنیکی زیادی باشد. بسیاری از کارگردانان در دسترس بودن یک دراماتورژ را که تمام هوش و حواسش بر روی داستان متمرکز شده باشد، مفید می دانند. دراماتورژ برای هر دو مورد حکم یک نماینده را دارد؛ الف: برای متن (یا نویسنده اش) از طریق پروردن یک تصویر درخور از آن (نکته: این به معنی «رد تفاسیر سنتی» نیست). ب: برای تماشاچی؛ از طریق کسب اطمینان از اینکه آنان آنچه را که نمایش در پی انجامش بوده است، درک کرده اند. دراماتورژ معمولا یادداشت هایش را تنها به کارگردان می دهد .

چنانچه یک متن جدید طی مراحل تمرین هنوز «در حال شکل گیری» باشد، به فرآیند پیشرفت آن کمک می کند و اغلب پلی است بین نویسنده و کارگردان، تا آنچه را که یکی می خواهد بگوید، به نحوی ترجمه می کند که آن دیگری بتواند اجرا کند. وی دانش خود از ساختار دراماتیک و نمایشنامه در دستش را به کار می گیرد تا قوی ترین فهم ممکن از پروژه اجرایی را قوت بخشد.

ممکن است یک دراماتورژ درگیر «دراماتورژی تماشاچی» نیز بشود ، که می تواند موجب تولید محصولاتی با مشارکت تماشاچیان گردد و متاثر از محفوظات آنان و احتمالا مسائل جامعه نیز باشد.

دراماتورژی رسمی

بسیاری از دراماتورژهای رسمی ( به طور مثال آنهایی که پستی با حقوق مشخص و با عنوان «دراماتورژ» دارند ، که بر روی یک محصول خاص با عنوان دراماتورژ تمرکز نمی کنند) ، مدیران ادبی محسوب می شوند. در حالی که اشتراک زیادی بین این دو حوزه وجود دارد، این بدان معنی نیست که دراماتورژ رسمی و مدیر ادبی یک چیز هستند. این را نیز باید افزود که غالبا شخصی که هر دو نقش را ایفا می کند، تنها یکی از این دو عنوان را یدک میکشد.

الف ـ مدیر ادبی

در تیمی که اختیارات نمایشنامه از جانب نویسنده بدان تفویض شده، وظیفه اولیه مدیران ادبی، رسیدگی به متن ( یا نظارات بر اقدامات تیم ) است. هر متنی نیازمند آن است که خوانده و معرفی شود.

مدیر ادبی، متون توصیه شده را برای تولید به کارگردان معرفی میکند.

در تیم هایی که برنامه هایی برای «پیشرفت نمایشنامه» دارند، مدیر ادبی بر این برنامه ها نظارت دارد. این برنامه ها میتوانند شامل برگزاری کارگاه ها یا نمایشنامه خوانی در راستای کمک به نمایشنامه نویس برای شکل دهی به یک نمایشنامه جدید باشند.

ب ـ دراماتورژی برای موسسه ها

یک دراماتورژ می تواند در هنگام ایفای نقش دراماتورژی موسسات، بسیاری از وظایف دراماتورژی محصول را نیز برعهده گیرد و بر اساس ادراکی از اهداف آن موسسه، دیدگاهها، و خط مشی آن ، به همان میزان که آنها اشتیاق و حس زیبایی شناسی بروز می دهند، بر روند کار نظارت کند.

در طول سه دهه گذشته، نقش دراماتورگ و مدیر ادبی به همراه افزایش اهمیت نمایشنامه نویسی معاصر در آمریکا و کانادا گسترش یافته است. دراماتورژها دنیای یک نمایشنامه را در تئاترها و نهادهای نمایشنامه نویسی، در کالج ها و دانشگاهها، بر پایه ارتباط مابین متن، بازیگران، و تماشاچی تشریح میکنند و برای نویسندگان فراغتی به ارمغان میآورند، پروژه ها و برنامه هایی را تدارک می بینند و در جمع شان گفتگوهایی ایجاد میکنند.

در قوم شناسی و تحلیل فرایند «تولید محصول نمایشی»، دراماتورژها و مدیران ادبی، یک مسیر انتقادی میان هنرمندان و نهادها و اجتماعاتشان به وجود می آورند. آنها با سایر اعضای تیم همکاری می کنند تا دیدگاه هایشان را صیقل دهند، بر اهدافشان متمرکز گردند و راه حلی برای عمل خلاقانه شان خواه بر روی نمایشنامه جدید و خواه کلاسیک بیابند.

دراماتورژ‌ها و مدیران ادبی به مثابه متخصصانی برای آثار دراماتیک گذشته و همچون وکیل مدافع برای نویسندگان امروز و همچنین متون آینده، خدمت میکنند. انجمن «مدیران ادبی و دراماتورژهای آمریکا»  (LMDA) از طریق کارگردانها، نویسندگان، بازیگران، همکاران آکادمیک و دانشجویان، دراماتورژها و مدیران ادبی را به نحوی به هم مرتبط می کند که فرهنگ و دورنمای تئاتر آمریکا و به تازگی کشورهای دیگر را به شدت متاثر می کنند.

http://teatr6.blogfa.com/   سایت ايران تئاتر ـ خرداد 1387

***

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 10:32  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

سرخس و بامبو

روزی تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم. شغلم ‏را، دوستانم را، زندگي ام را!

به جنگلی رفتم تا برای آخرين بار با خدا ‏صحبت كنم. به خدا گفتم: آيا می‏ توانی دليلی برای ادامه زندگی برايم بياوری؟

و جواب ‏او مرا شگفت زده كرد.

او گفت : آيا درخت سرخس و بامبو را می بينی؟

پاسخ دادم : بلی.

فرمود: ‏هنگامی كه درخت بامبو و سرخس راآفريدم، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم. به آنها نور ‏و غذای كافی دادم. دير زمانی نپاييد كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمين را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع اميد نكردم. در دومين سال سرخسها بيشتر ‏رشد كردند و زيبايی خيره كننده ای به زمين بخشيدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. ‏من بامبوها را رها نكردم. در سالهای سوم و چهارم نيز بامبوها رشد نكردند. اما من ‏باز از آنها قطع اميد نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمايان شد. در ‏مقايسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بيش از 100 فوت ‏رسيد. 5 سال طول كشيده بود تا ريشه ‏های بامبو به اندازه كافی قوی شوند. ريشه هايی ‏كه بامبو را قوی می‏ ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نياز داشت را فراهم می ‏كرد.

‏خداوند در ادامه فرمود: آيا می‏ دانی در تمامی اين سالها كه تو درگير مبارزه با ‏سختيها و مشكلات بودی در حقيقت ريشه هايت را مستحكم می ‏ساختی. من در تمامی اين مدت ‏تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها نكردم.
‏هرگز خودت را با ديگران ‏مقايسه نكن. بامبو و سرخس دو گياه متفاوتند اما هر دو به زيبايی جنگل كمك می كنن. ‏زمان تو نيز فرا خواهد رسيد تو نيز رشد می ‏ كنی و قد می كشی!
‏از او پرسيدم : من ‏چقدر قد مي‏ كشم.
‏در پاسخ از من پرسيد: بامبو چقدر رشد می كند؟
جواب دادم: هر ‏چقدر كه بتواند.

‏گفت: تو نيز بايد رشد كنی و قد بكشی، هر اندازه كه ‏بتوانی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 9:54  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

مروری بر مخاطب‌شناسی تئاتر در ایران

 

تئاتر هنری است که با تماشاگر معنا پیدا می‌کند. اگر تئاتر را به سه وجه تقسیم‌بندی کنیم، که یک بخش آن تشکیلات سخت‌افزاری (ساختمان، بخش‌های فنی و اداری) و بخش دوم تشکیلات نرم‌افزاری (گروه هنرمندان) است، بخش دیگر مردم هستند که با رفتن به تئاتر باعث استقرار و تداوم این هنر می‌شوند.
گروه هنرمندان با صرف هزینه‌ها و گرفتن بودجه، یک اثر هنری را آماده اجرای عمومی می‌سازد. ساختمان و مدیریت تئاتر با حمایت مادی و معنوی از این گروه‌ها و تبلیغات از گروه هنرمندان دعوت به کار می‌کند تا با ارائه یک اثر هنری ضمن آن که باعث لذت و مسرت مردم می‌شوند، به گونه‌ای فعال و مؤثر در فرهنگ‌سازی یک جامعه رو به پیشرفت و تعالی نقش داشته باشند.
مردم مصرف کننده اصلی هنر تئاتر هستند، حالا اگر تئاتری نباشد و تشکیلاتی، مردم هم اصلاً به بود و نبود این هنر فکر نمی‌کنند. اگر چنین چیزی هست دولت‌ها و یا ملت‌ها بنابر میل درونی و ارتزاق روحی و روانی خود به داشتن و بودن هنرهای متعدد اصرار می‌ورزند. در یونان باستان با استقرار حکومت دموکراتیک میریکلس و آزادی بیان فلاسفه، هنر تئاتر نیز یک ضرورت اجتماعی به شمار آمد. این هنر از دل آیین‌های مذهبی بیرون آمده تا در آن مسایل فلسفی بشری و روزمره‌اش در دو قالب تراژدی و کمدی بیان شود. ما به تئاتر می‌رسیم که سقوط تراژیک بزرگان بشر را ببینیم و یا در کمدی، زندگی روزمره و اشتباهات رایج در آن را به اصلاح و بازنگری و تجدیدنظر فرامی‌خوانیم.
در قرون وسطی و استقرار حاکمیت کلیسا، تئاتر ابزاری در خدمت مسیحیت است، تا از این راه مردم با مفاهیم و مناسک مسیحیت آشنا شوند. رنسانس صنعتی و انسان محوری این زمانه یک بار دیگر از تئاتر به عنوان یک ابزار فرهنگ‌ساز و انسان‌ساز به کار گرفته می‌شود. چنانچه با رواج مکتب واقع‌گرایانه، بر حضور مردم در اجتماع فارغ از طبقه‌بندی‌های رایج، تأکید بسیار می‌شود. این مکتب به دنبال آزادی و عدالت اجتماعی و در پی پایین کشیدن نظام ارباب و رعیتی است. این مکتب به بزرگان و رعیت و کارگر آموزش و آگاهی می‌دهد که این فاصله طبقاتی را که نتیجه‌اش استثمار همگان است، از بین ببرند. در این جا دیگر تئاتر مردمی‌تر می‌شود، ‌هر چند نوع فاخر و بورژوایی آن نیز همچنان شکل و شمایل خود را محفوظ می‌دارد.
تئاتر مستقل در ایران
در ایران تا پیش از کودتای 28 مرداد 1332، تئاتر روشنفکری به طور مستقل و آزاد روی پای خود می‌گردید، اما پس از این موعد با آتش‌سوزی تئاترهای روشنفکری، نوعی تئاتر بلواری با اضافه کردن آتراکسیون بر ضد انواع تئاترهای روشنفکری در تالارهای مستقل مستقر شد. هدف از این نوع تئاتر سرگرم کردن صرف مردم بود. نمایش‌های جلف و خنده‌آمیز که به همراه رقص، آکروبات، شعبده‌بازی و غیره اجرا شد.
تئاتر دولتی
پس از این موعد با ایجاد اداره هنرهای زیبا و پس از تأسیس اداره هنرهای دراماتیک و بعدها اداره تئاتر، مسیر دولتی شدن تئاتر شکل رسمی‌تری به خود گرفت. تالار سنگلج در سال 44 با چنین هدفی تأسیس و راه‌‌اندازی شد و در آنجا کارمندان دولت روشنفکری‌ترین آثار به اصطلاح چپی و سوسیالیستی را اجرا می‌کردند. البته آثار غیرچپی هم در آنجا اجرا می‌شد و هنوز سانسور و خود سانسوری کمتر در آنجا احساس می‌شد. گویی دولت با کنترل خود این فضا را در اختیار این هنرمندان گذاشته بود تا جدی‌ترین آثار را اجرا کنند. این محل هم مخاطب خاص خود را داشت. در آنجا نام غلامحسین ساعدی، اکبر رادی، بهرام بیضایی، نصرت نویدی، عباس جوانمرد، علی نصیریان، جعفر والی، محمدعلی جعفری، داود رشیدی و رکن‌الدین خسروی به عنوان فعال‌ترین نمایشنامه‌نویسان و کارگردانان ثبت شده است. "آی با کلاه، آی بی‌کلاه"، "دیکته و زاویه"، "بهترین بابای دنیا"، "پهلوان اکبر می‌میرد"، "افول"، "از پشت شیشه‌ها" و "لبخند باشکوه آقای گیل" از جمله آثار روشنفکر ایرانی است که در آن سال‌ها در این تالار کار شده است.
کارگاه نمایش
همچنین از اواخر دهه 40 با راه‌اندازی کارگاه نمایش، گروهی از روشنفکران به اصطلاح راست، و یا روشنفکران غیرسیاست‌زده، آثار تجربی و نوین خود را در این کارگاه تولید کردند، که پس از راه‌اندازی تئاترشهر در دهه 50 در آنجا و تالار چهارسو این گروه مستقر شدند. عباس نعلبندیان، اسماعیل خلج، خجسته کیا، مهین تجدد، شهرو خردمند، ایرج انور، آربی آوانسیان، آشور بانی پال بابلا و بیژن مفید از جمله نویسندگان و کارگردانان نام‌آور کارگاه نمایش بودند. این افراد متعلق به تلویزیون ملی ایران و باز هم حمایت‌های دولتی این طیف نوگرا و به احتمال قوی، غرب‌زده را حمایت می‌کرد. این بخش پس از انقلاب تئاتر عنوان تحت تجربی هنوز پیگیری می‌شوند، و قابل ذکر است که تئاتر تجربی نیاز مبرم به حمایت‌های دولتی دارد، چون این نوع تئاتر اصلاً برای مخاطبان تئاتر تولید نمی‌شود، بلکه مخاطبان آن اهل تئاتر هستند.
همین حمایت‌ها و سیستم دولتی تئاتر پس از انقلاب هم تعمیم‌پذیر شد. البته در همان قبل از انقلاب هم دو جریان دیگر در کشور فعال بودند. یک گروه استادان دانشگاه بودند که در ابتدا با توسل به انجمن‌های فرهنگی ایران و آمریکا، ایران و فرانسه و ایران و ایتالیا و غیره آثار خود را اجرا می‌کردند و سپس این افراد در تالار مولوی مستقر شدند. یک جریان نسبتاً مستقل هم بود که در گروه تئاتر آناهیتا و تالار نمایش این مؤسسه فرهنگی، در یوسف آباد مستقر بودند.
پس از انقلاب
پس از انقلاب، مرکز هنرهای نمایشی در کنار اداره تئاتر متولی تئاتر کشور و تهران شد. روزگاری این تئاتر آزاد و پرهیاهو می‌نمود، تا جنگ تحمیلی آغاز شد و دولت کنترل شدیدتری بر آثار نمایشی کرد، و تا حد زیادی از تولید آثار روشنفکری جلوگیری می‌شد. پس از جنگ یک نقطه عطف در تئاتر ایران به وقوع پیوست و علی منتظری از همه اهل تئاتر دعوت به کار کرد. هدف این بود که مردم پس از جنگ یک بار دیگر در عرصه‌های مختلف هنری و فرهنگی جذب شوند و از آن حال و هوای راکد و بسته و یکنواخت دوران جنگ بیرون بیایند. در این دوره‌های چهار پنج ساله تئاتر ایران رونق دوباره‌ای گرفت و در سراسر کشور گروه‌ها فعال و مردم جذب تالارها و نمایش‌ها شدند.
باز یک دوره رکود چهار پنج ساله در تئاتر دیده می‌شود اما پس از رئیس جمهوری خاتمی رونق دوباره‌ای در تئاتر کشور دیده شد. حتی در این دوره، جشنواره تئاتر فجر به صورت بین‌المللی برگزار شده و ارتباطات بین‌المللی برای رد و بدل شدن آثار ایرانی و خارجی گسترده‌تر می‌شود. این مسیر هنوز هم ادامه دارد و پس از انتخاب احمدی نژاد در سمت رئیس جمهور، این نگاه به تئاتر و شعار "تئاتر برای همه" پیگیری شده است. البته به مضامین مذهبی و ملی و میهنی بیشتر از گذشته پرداخته شده است. کارگردان‌هایی مانند حسین مسافرآستانه، محمود فرهنگ و جواد هاشمی در این رابطه نمایش‌های متعددی را به صحنه آورده‌اند. هدف این نوع آثار دعوت از عموم مردم برای دیدن نمایش‌های مذهبی و مناسبتی است و به همین دلیل خرید و فروش بلیت چندان با ذوق و قریحه این نوع آثار متناسب نیست. آثار مذهبی در هر جایی تماشاگر خاص خود را پیدا می‌کند. بنابراین چندان هم ضرورتی ندارد که مثلاً در تالار وحدت، سنگلج یا تئاترشهر اجرا شود، بلکه این آثار در تالار وزارت کشور، ورزشگاه شهید افراسیابی، فرهنگسرای بهمن و هر نقطه‌ای از تهران یا شهرستان‌ها با استقبال شدید مردم روبه‌رو شده‌اند. ایام ماه مبارک رمضان، ماه محرم و صفر، دهه فاطمیه و غیره فرصت مناسبی برای ارائه این آثار است.
در حال حاضر تئاتر روشنفکری و دانشگاهی و مذهبی با حمایت ارگان‌های دولتی و وزارت ارشاد در تالارهای تابعه مرکز هنرهای نمایشی، تالار مولوی، تالار محراب و فرهنگسراهای شهر تهران اجرا می‌شوند.
تئاتر آزاد در تهران
همچنین تئاتر آزاد در تالارهای دماوند، گلریز، پارس (لاله زار)، شهید چمران (بولینگ عبدو) و سینما-تئاتر پیام مستقر است، و در این تالارها عموماً نمایش‌های کمدی و بلواری اجرا می‌شود. نظارت بر این تالارها توسط نظارت و ارزشیابی مرکز هنرهای نمایشی صورت می‌گیرد. اما آن‌ها به طور مستقل اداره می‌شوند. آن‌ها با فروش بلیت و استقبال عموم بر تداوم راه و کار خود تأکید می‌کنند. اگر روزی مردم از این نوع تئاتر روی گردان شوند دیگر بازار این نوع آثار هم کساد خواهد شد. چنانچه در لاله زار، تئاتر نصر با ورشکستگی مواجه شد.
گیشه و قرارداد
در مجموعه تئاترشهر، تالار وحدت، تالار مولوی و سنگلج هم با آن که اغلب آثار به صورت قرارداد با مرکز و یا ارائه کمک هزینه از سوی مرکز، اجرا می‌شوند؛ اما گاهی آثاری بوده‌اند که به صورت گیشه و یا قرارداد-گیشه اجرای خود را پشت سر گذاشته‌اند. سال گذشته حمید سمندریان با نمایش "ملاقات بانوی سالخورده" و بهرام بیضایی با نمایش "افرا یا روز می‌گذرد" به صورت قرارداد-گیشه اجرا داشتند. هنرمندان صاحب نامی مانند بیضایی و سمندریان همیشه پرمخاطب هستند، و حتی برای دیدن آثار آن ها ایرانیان از اقصی نقاط کشور و دنیا به این تالارها می‌آیند.
در دهه 70 داود میرباقری با تهیه‌کنندگی عبدالله اسکندری دو نمایش "عشق‌آباد" و "دندون طلا" را در تئاترشهر اجرا کرد که با استقبال و پیروزی در گیشه هم روبه‌رو شد. "فنز" به کارگردانی محمد رحمانیان و مدیر تولیدی نگار اسکندرفر هم به صورت قرارداد-گیشه اجرا شد که نمونه موفقی در جذب مخاطب بود.
در عین حال کارگردان‌هایی هستند که بین 3 تا 5 هزار مخاطب در تالارهای کوچک تئاترشهر دارند و هیچ گاه با شکست در فروش یا عدم استقبال مواجه نمی‌شوند، مگر در خلاقیت و ارائه آثار دچار افت و افول شوند. به عنوان نمونه می‌توان به محمد یعقوبی، نادر برهانی مرند، علیرضا نادری، حسین کیانی و کورش نریمانی اشاره کرد.
تئاتر فاخر
هنرمندانی مانند پری صابری خلاقیت خاصی در ارائه آثار فاخر دارند، و این نوع آثار توسط طیف گسترده‌ای از مخاطبان استقبال می‌شوند. البته هستند دیگرانی که سعی کرده‌اند در خلق آثار فاخر پیشگامی کنند ولی تاکنون در این زمینه موفق نبوده‌اند.
مهدی شمسایی و علی پویان دو نمونه از افراد ناموفق در آثار فاخر بوده‌اند. در این نوع آثار فاخر، توجه به موسیقی، حرکات موزون، نورپردازی، بازیگران شناخته شده و غیره و غیره در جاذبه آثار مؤثر است. توجه به داستان‌ها و چهره‌های کهن نیز از الگوهای ساختاری این نوع آثار است. البته آثار فاخر نیز با حمایت‌های دولتی و توجه به فروش گیشه هدایت و راهبری شده‌اند. این نوع تئاتر هم توانایی مستقل شدن را دارد، مشروط بر آن که باز هم حامی و سفارش دهنده، ارگان‌های فرهنگی باشند.
تئاتر خصوصی
با این شرایط می‌توان برای برخی از گروه‌ها و فعالان از حالا احتمال داد که در صورت خصوصی بودن نیز موفق خواهند بود. چنانچه عبدالحسین نوشین پیشروترین کارگردان ایرانی در این زمینه به شمار می‌آید. او پیش از زندانی شدن و خروج از ایران در دهه 30، با راه‌اندازی تالارهای فرهنگ، فردوسی و سعدی پرفروش‌ترین آثار را در این تالارها به صورت رپرتوار اجرا می‌کرد. الگویی که قابل مطالعه و دوباره‌سازی است. با این شیوه حتی می‌توان نسبت به گذشته هم پا را فراتر گذاشت و تئاترهای خصوصی فعال‌تری را راه‌اندازی کرد.
تئاتر خصوصی نیاز به یک محل مستقل دارد و البته نظارت دولتی هم در شرایط فعلی برای ارائه اثر شرط است. مابقی امور باید به خود فعالان تئاتری سپرده شود. در صورتی که اجراهای قوی به صورت رپرتواری در طول سال اجرا شوند، مردم حامیان اصلی این نوع کارها خواهند بود و هنرمندان به لحاظ مالی و معنوی در شرایط مطلوبی از پس ادامه آثار و زندگی خود برخواهند آمد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 18:53  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

made in iran

پس از اجرای نمایش "made in iran"
پانته‌آ بهرام جایزه جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی واپ را دریافت کرد

 

 

نمایش "made in iran" کار پانته‌آ بهرام در جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی واپ جایزه The best orginal performance" را به خود اختصاص داد.
پانته‌آ بهرام، کارگردان نمایش "made in iran" که هفته گذشته با اجرای این نمایش در جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی "wap" که در کشور چک برگزار شد حضور پیدا کرد، با اعلام این خبر به سایت ایران تئاتر گفت: جشنواره تئاتر عروسکی "wap" در شهر پراگ کشور چک برگزار شد و ما در دومین روز برگزاری این جشنواره اجرا داشتیم.
حضور در این جشنواره حاصل رایزنی افشین فائزی مسئول بخش بین‌الملل گروه ما بود که با مجموعه‌ای از فستیوال‌های معتبر دنیا تماس برقرار کرده بود و این حرکت به طور قطع ادامه نیز خواهد یافت.
وی در ادامه افزود: در این جشنواره از کشورهایی چون آمریکا، ایتالیا، لهستان، هلند، تایلند، برزیل و... نیز گروه‌های نمایشی حضور داشتند و نکته قابل توجه اینجاست که پس از اجرای نمایش made in iran" با استقبال پرشور هیأت داوری و مخاطبان جشنواره مواجه شدیم.
بهرام که نمایش "made in iran" را علاوه بر اجرای عمومی در ایران، سال گذشته نیز در فنلاند اجرا کرده و جایزه "دوشیزه ایماترا" را نیز دریافت کرده، در خصوص تغییرات احتمالی اجرای این نمایش در جشنواره "واپ" اظهار کرد: این نمایش را با همان شکل و شیوه اجراهای گذشته و با همان گروه نمایشی اجرا کردم اما عروسک نمایش ایرانی "خیمه شب بازی" یعنی عروسک "مبارک" را به این اجرا اضافه کردم. همچنین پاره‌ای از حرکات بچه‌ها را نیز به سمت حرکات عروسکی هدایت کردم.
این نمایش مجموعه‌ای از زیبایی‌های ایرانی را دربر می‌گیرد که به عنوان یک ایرانی به آن می‌بالیم. در این نمایش زیبایی‌هایی چون فرش ایرانی، موسیقی ایرانی، اشعار مولانا و... را به تصویر کشیده‌ایم.
کارگردان نمایش "made in iran" با اشاره به سخت بودن تصمیم‌گیری هیأت داوران در خصوص داوری نمایش "made in iran" گفت: تصمیم‌گیری در خصوص این نمایش برای هیأت داوران بسیار دشوار بود، چرا که با توجه به محتوای جشنواره، این نمایش صددرصد نمایش عروسکی محسوب نمی‌شود ولی خوشبختانه تحت تأثیر اجرای آن قرار گرفتند و مورد توجه آن‌ها و تماشاگران قرار گرفت.
این بازیگر تئاتر درباره احتمال برنامه‌ریزی منظم برای اجرای نمایش گفت: در کشور ما این قاعده وجود دارد که یک نمایش پس از یک دوره اجرا و یا حضور در یک جشنواره پرونده‌اش بسته می‌شود. این در حالی است که در سایر کشورها وقتی یک کارگردان اثری را خلق می‌کند، بارها آن را اجرا می‌کند و شاید 15 سال پیاپی نیز این اتفاق بیفتد.
در مورد نمایش "made in iran" باید بگویم این نمایش یک دوره تلاش طولانی را پشت سر گذاشته و صرفاً تمرین کوتاه مدتی برای اجرا در زمان مشخص برای آن در نظر گرفته نشده بلکه مدت‌ها مشغول تمرین آن بودیم. علاوه بر این، این نمایش به مرحله‌ای رسیده که با حضور در هر جشنواره، موفق به کسب جوایز آن جشنواره می‌شود، بنابراین احتمال حضور این نمایش در کشورهای مختلف و اجراهای بعدی آن نیز وجود دارد.
بهرام در پایان از حمایت سفارت ایران در چک و گروه نمایشیش تشکر کرد.
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 18:35  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

نادر ابراهیمی

 

نادر ابراهیمی نویسنده ، فیلمساز و فیلمنامه نویس بعد از سالها تحمل بیماری و رنج، بعدازظهر روز پنجشنبه ۱۶ خرداد، جان به جان آفرین تسلیم کرد و مراسم تشییع پیکرش صبح امروز با حضور تعداد زیادی از هنرمندان، مسئولان و مردم از مقابل خانه هنرمندان به سمت بهشت زهرا تشییع شد.


نادر ابراهیمی در 14 فروردین‌ماه سال ١٣١۵ در تهران به‌دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در این شهر گذراند و پس از گرفتن دیپلم ادبی از دبیرستان دارالفنون، به دانشکده‌ حقوق وارد شد. اما این دانشکده را پس از دو سال رها کرد و سپس در رشته‌ زبان و ادبیات انگلیسی به درجه‌ لیسانس رسید. او از ١٣ سالگی به یک سازمان سیاسی پیوست که بارها دستگیری، بازجویی و زندان رفتن را برایش درپی داشت. نادر ابراهيمي

او در سال ١٣۴٢ نخستین کتاب خود را با عنوان ” خانه‌ای برای شب” به‌چاپ رسانید که داستان ”دشنام” در آن با استقبالی چشمگیر مواجه شد. تا سال ١٣۸٠ علاوه بر صدها مقاله‌ تحقیقی‌ و نقد، بیش از صد کتاب از او چاپ و منتشر شده است که دربرگیرنده‌ داستان بلند (رمان) و کوتاه، کتاب کودک و نوجوان، نمایشنامه، فیلمنامه و پژوهش در زمینه‌های گوناگون است. ضمن آن‌که چند اثرش به زبان‌های مختلف دنیا برگردانده شده است.

ابراهیمی چندین فیلم مستند و سینمایی و همچنین دو مجموعه‌ تلویزیونی را نوشته و کارگردانی کرده، و آهنگ‌ها و ترانه‌هایی برای آن‌ها ساخته است. او همچنین توانسته است نخستین مؤسسه‌ غیرانتفاعی ـ غیردولتی ایران‌شناسی را تاسیس کند؛ که هزینه و زحمت‌های فراوانی برای سفر، تهیه‌ فیلم و عکس و اسلاید از سراسر ایران و بایگانی کردن آن‌ها صرف کرد ولی چنان‌که باید، شناخته و به‌کار گرفته نشد و با فرارسیدن انقلاب و جنگ، متوقف شد.

او فعالیت حرفه‌ای خود را در زمینه‌ ادبیات کودکان، با تاسیس ”مؤسسه‌ همگام با کودکان و نوجوانان” ـ با همکاری همسرش ـ در آن مؤسسه متمرکز کرد. این مؤسسه به‌منظور مطالعه در زمینه‌ی مسائل مربوط به کودکان و نوجوانان برپا شد و فعالیتش را در حیطه‌ی نوشتن، چاپ و پخش کتاب، نقاشی، عکاسی، و پژوهش درباره‌ی خلق‌وخو، رفتار و زبان کودکان و نیز بررسی شیوه‌های یادگیری آنان دنبال کرد. ”همگام” عنوان ”ناشر برگزیده‌ی آسیا” و ”ناشر برگزیده‌ نخست جهان” را از جشنواره‌های آسیایی و جهانی تصویرگری کتاب کودک دریافت کرد.

ابراهیمی در زمینه‌ ادبیات کودکان، جایزه‌ نخست براتیلاوا، جایزه‌ نخست تعلیم و تربیت یونسکو، جایزه‌ کتاب برگزیده‌ سال ایران و چندین جایزه‌ دیگر را هم دریافت کرده است. او همچنین عنوان ”نویسنده‌ برگزیده‌ ادبیات داستانی ٢٠ سال بعد از انقلاب” را به‌خاطر داستان بلند و هفت‌جلدی ”آتش بدون دود” به‌دست آورده است.

منبع: خبرگزاري مهر

 

نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد

گل از تو گلگون تر

اميد از تو شيرين تر.

نمی شود پاييز

                                        - فضای نمناک جنگلی اش

                                                برگهای خسته زردش-

غمگين تر از نگاه تو باشد. 

نمی شود که تو باشی،به مهربانی مهتاب

در آن زمان که روح دردمند ولگردم

                                               بستری می جويد

                                              بالينی می خواهد

                                              تا شايد دمی بياسايد

نمی شود که تو باشی به مهربانی مهتاب 

و اين روح دردمند ولگرد

 

                                           باز هم کوله را زمين نگذارد

                                         و سر را بر زانوی مهربانی تو.

 

نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد 

شکوفه از تو شاداب تر

پاييز از تو غمگين تر. 

نمی شود که تو باشی و شعر هم باشد 

نمی شود که تو باشی،ترانه هم باشد 

نمی شود که تو باشی،گلدان ياس هم باشد 

نمی شود که تو باشی،بلور هم باشد 

نمی شود که شب هنگام

                                عطر نگاه تو باشد

                                                   «محبوبه های شب»هم باشند. 

نمی شود که تو باشی،من عاشق تو نباشم 

نمی شود که تو باشی

                             درست همينطور که هستی

                                                               و من هزاربار خوبتر از اين نباشم

                                                                و باز هزاربار عاشق تو نباشم. 

نمی شود،می دانم 

نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد...

 

*يک عاشقانه آرام- نادر ابراهيمی

 

روحش شاد یادش گرامی...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 18:33  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

سلام

سلام به دوستای خوبم

ممنونم از نظرات زیبا و دلگرم کننده شما

اگر لطف کنید و در کنار نظرتون ایمل هم بگذارید راحت تر میتونیم با هم در ارتباط باشیم.

در ضمن برای عضوییت در ابتدا مشخصات کاملتونو ایمیل کنید.

یادآور می شم اعضا اگر حرف یا مطلب خاصی برای درج شدن در وب دارن اونو ایمیل کنن بنام خودشون ثبت میشه.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 18:28  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

سنگلج

 

در سال گذشته شاهد آن بوديم، كه تماشاخانه سنگلج بعد از سال‌ها همزمان با بازسازي تئاتر شهر، بازسازي شد، اين بازسازي در ابتدا قرار بود تنها به تعويض صندلي‌ها و كف سالن محدود شود، با توجه به اينكه 40 سال از عمر اين تماشاخانه مي‌گذرد، اما تا سال گذشته هيچ گونه بازسازي كاملي در اين تماشاخانه صورت نگرفته بود.
به همين دليل اتابك نادري مدير تماشاخانه سنگلج از دفتر طرح هاي عمراني وزارت
فرهنگ و ارشاد اسلامي، درخواست بازسازي مناسب و درخور اين تماشاخانه را كرد، كه البته با موافقت اين دفترهمراه شد، هزينه اوليه كه براي بازسازي سنگلج در نظر گرفته شده بود، تنها 70 ميليون تومان بود، اما با تصويب بازسازي كامل تماشاخانه اين هزينه به سقف 250 ميليون تومان رسيد.
طي رايزني‌هايي كه در مركز هنرهاي نمايشي صورت گرفت، تصميم گرفته شد تا تماشاخانه سنگلج تنها مختص نمايش‌هاي آييني سنتي باشد، با توجه به اينكه اين نوع از نمايش، مخاطبان محدودي را به خود اختصاص مي‌دهد، سنگلج نمي‌تواند مانند گذشته به شكوه و رونق خود بازگردد.
درست در زماني كه يكي از مشكلات اصلي تئاتر كشور، كمبود سالن مناسب است، اختصاص تماشاخانه‌اي مانند سنگلج با پيشينه درخشان خود كاري عجيب و بحث برانگيز است.
اين تماشاخانه با توجه به قابليت‌هايي كه بعد از بازسازي بدست آورده و با توجه به سيستم آكوستيك فني كه دارد، مي تواند نمايش‌هاي مختلفي را در دستور كار برنامه سالانه خود قرار دهد، اما متاسفانه اختصاص آن تنها به نمايش‌هاي آييني سنتي سبب مي‌شود تا بخش اعظمي از پتانسيل اين تماشاخانه مورد استفاده قرار نگيرد.
عده‌اي براين باورند كه تماشاخانه سنگلج به دليل موقعيت جغرافيايي كه دارد، ممكن است مورد استقبال مخاطبين تئاتر قرار نگرفته و اين امر سبب شود تا نمايش‌هايي كه در اين تماشاخانه به روي صحنه مي رود از نظر گيشه و استقبال مخاطب ناموفق ظاهر شود، اين درحالي است كه سال گذشته قبل از بازسازي سنگلج، نمايشي از اكبر عبدي با نام اكبر آقا آكتور تئاتر با موفقيت بالايي مواجه شد به طوري كه اين نمايش در طول تاريخ تئاتر ايران، پرفروش‌ترين نمايشي بود كه به روي صحنه رفته است.
اين مثال نشان مي دهد كه هرچند ممكن است سنگلج در موقعيت جغرافيايي شهري نامناسبي قرار گرفته باشد اما اگر نمايش‌‌هاي مختلف و قابل توجه در اين تماشاخانه اجرا شود مي‌تواند با استقبال بالايي برخوردار شود، اين درحالي است كه موقعيت سنگلج به دليل وجود مترو در نزديكي آن مي تواند بسياري از مشكلات را برطرف كند.
بايد به خاطر داشته باشيم كه سنگلج مي تواند با حمايت مركز هنرهاي نمايشي و هنرمندان تئاتر و اجراي نمايش‌هاي مختلف و نه تنها آييني سنتي، جاي خود را دوباره در بين تئاتر دوستان پيدا كرده ومخاطبين خود را داشته باشد، به طوري كه با تبليغات مناسب در خصوص سنگلج اين تماشاخانه مي تواند تبديل به يكي از قطب‌هاي درآمد زا در حوزه تئاتر تبديل شود، البته مشروط به اينكه سياست‌هاي موجود در راستاي مطرح كردن تماشاخانه سنگلج باشد.
يكي ديگر از نكاتي كه مي تواند سنگلج را به اوج رساند نوع مديريت تماشاخانه است، وجود مدير جوان، كار آشنا و دلسوز پيامدهاي مثبتي را مي تواند به همراه داشته باشد، اتابك نادري جزو معدود مديراني است كه در زمان بازسازي تماشاخانه هر زمان به سنگلج سر مي‌زديد، مي‌ديديد كه لباس كار پوشيده و در حال فعاليت است.
حضور اين مدير به عنوان مشاور هنري در طول بازسازي سبب شد تا نكاتي كه از ديد مهندسين پنهان مي‌ماند، جلوه كند و در صدد رفع آن برآيد، جامعه تئاتر كشور بايد قدر چنين مديران پويايي را دانسته و شرايط فعاليت را براي آنها فراهم كند.
اميدواريم، با توجه به برنامه هاي متنوعي كه مديريت تماشاخانه در دستور كار خود قرار داده است، سالي پربار را در پيش داشته باشد، البته تمام اين برنامه‌ها زماني مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد، كه مسئولان هنري كشور تماشاخانه سنگلج را باور كنند

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 0:37  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

بدون شرح

برگ هاي پاييزي زير پايش ناله مي کرد گويا برگ ها نيز مانند او دلتنگ بودند

 

و ناله مي کردند

 

دلش خيلي گرفته بود ديگر ار تنهايي بيزار شده بود کسي را در خانه نداشت تا درد

 

دلش را براي او بگويد

 

آرام آرام پا بر برگها مي گذاشت و همراه برگها در دل ناله سر مي داد

 

ديگر ناي رفتن نداشت

 

اواخر ماه آبان و غروب سردي بود

 

آسمان نيز دلش گرفته بود ولي گويا خيال باريدن نداشت

 

سر به آسمان برد نگاهي به آن انداخت با خود گفت:اي آسمان دل من از تو

 

ابري تر است کاش بباري تا من هم ببارم

 

نگاهي به اطراف انداخت مردم بي خيال در رفت و آمد بودند در دل به آ نها

 

حسودي مي کرد پيش خود گفت:اگر دردي هم داشته باشند حد اقل کسي منتظرشان

 

هست که به حرف ها يشان گوش کند ولي من چي؟

 

به ياد آن تصادف لعنتي افتاد 2 سال پيش

 

همسر فداکارـ مادر مهربان و فرزند دلبندش را در همان تصادف از دست داده بود

 

در دل آ هي کشيد اي کاش من هم مرده بودم

 

در افکار خود غرق بود که صداي پسرک کوچکي او را به خود آورد

 

آقا.......آقا .....از من فال مي خري؟ فقط 1 دونه

 

به طرف صدا چرخيد و با بي حوصلگي گفت : برو پسر جان فال مرا خدا گرفته

 

پسر اين بار سوزناک تر از قبل گفت:ترو خدا از صبح فروش نکردم خيلي سردمه

 

مي خوام زودتر به خانه برگردم

 

از شنيدن کلمه ي خانه تنش لرزيد و عرق بر پيشانيش نشست

 

پسر گوشه ي کتش را گرفت

 

ـبخر ديگه ـبخر ديگه

 

دست در جيب خود کرد يک 200 توماني مچاله در آورد و کف دست پسرک

 

گذاشت دست پسر يخ يخ بود پينه بسته و سياه

 

به چشم هاي پسر نگاه کرد دلش لرزيد خداي من اگر پسر من نيز الآن بود هم سن

 

او بود

 

آتش گرفت

 

تمام بدنش داغ شد بغض کرد

 

و اشک  چشمانش با نگاه پسر در هم آميخت

 

وقتي به خود آمد دستان يخ زده ي پسر در دستانش بود

 

پسر ترسيده بود

 

ـچيزي شده آقا ؟

 

من چيزي گفتم؟ خب باشه فال نخر من ميرم

 

و او دستان پسر را بيشتر فشار مي داد

 

ـنه عزيزم صبر کن همه ي فال ها يت را مي خرم

 

دست پسرک را گرفت و به گوشه اي برد

 

ـ چرا فال مي فروشي؟

 

پسر سرش را پايين انداخت مجبورم آقا مجبورم

 

ما 7 تا بچه هستيم البته بوديم 3 ماه پيش خواهرم را به يه خانواده ي پولدار

 

فروختيم اون فقط 1 سالش بود

 

پدرم از سال ها پيش زمين گير شده و کار نمي کنه مادرم هم تو خونه هاي

 

پولدارها کار مي کنه

 

پرسيد :بقيه کجا هستن؟

 

ـ همه کار مي کنند راستش پدرم مي گفت :اي کاش يکي پيدا مي شد شما ها

 

رو هم مي خريد

 

ولي آ قا ما ديگه بزرگ شديم کسي ما رو قبول نمي کنه

 

به فکر فرو رفت

 

پسرک مي توانست جاي خالي پسرش را پر کند

 

دست پسرک را گرفت

 

ــ پسر من مي شي؟

 

پسرک هاج و واج او را نگاه مي کرد

 

منتظر جواب نشد

 

دست پسرک را گرفت

 

ـ بلند شو بريم پيش پدرت ببينم پدرت چي مي گه

 

در دل هر دو غوغايي بود

 

راه افتادند در بين راه سکوتي مبهم آ نها را همراهي مي کرد

 

از چند خيابان که گذشتند پسرک با خوشحالي گفت: اين خيابان را که رد کنيم

 

مي رسيم

 

ناگهان همه چي به هم ريخت اتو مبيلي با پسرک بر خورد کرد

 

پسرک در هوا چرخيد و با سر به زمين خورد به طرف پسرک دويد

 

پسرک غرق در خون بود او را در آغوش گرفت

 

ـ پسرم چشم هايت را باز کن

 

پسر چشم هايش را با زور باز کرد

 

لبخند کم رنگي زد و با ناله گفت:ناراحت نباش

 

بعد از من مواظب برادرم باش

 

سپس سرش را بر گرداند و در آغوش او براي هميشه خوابيد
           
مهسا
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 23:17  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

تاریخ پیدایش تعزیه

 

تـعزيه،شبيه خواني ياشبيه* گرداني نمايشي است در مورد روايـات و مصـايب خاندان پيـامبر اسلام (ص)علل خـصـوص فجـايعي كه در محـرم سال 61 هـ.ق در كربـلا بر امام حسين(ع) و يارانش گـذشت است . در هنگام تسلط عربها بر ايران ايـرانيان از خـاندان پيامبر و نـوادگان آنها حمايت كـردند(1) و به اين ترتيب پيرو مكتب شيعه شدند . در دوره ي صـفوي صفوي ها از شعر،معماري مذهبي و نـمايش مذهبي ايران حـمايت كـردند و در آن زمان كمك هاي مالي و معنوي زيادي بر تعزيه شد(۲) .  

در تاريخ ابن كثير شامي آورده شده كه معز الدوله احمد بن بويه در اول محرم امر كـرد كه تمام بازارهاي بغداد بسته و سياه بپوشند و تعزيه ي ابـا عبـدالله الحسين اجـرا كـردند و عـلماء سني هـم نتوانستنـد كـاري از پيش ببرند . ايـن وضعيت به حـدي گسترش يـافت كـه احمد ابو الفتح در احسن القصص آورده تـعزيه درسال963 هـ.ق((342هـ.ش))در بغداد توسط معز الدوله ي بويه اي اجرا شد .

نویسنده ی دقیق ‌ئولیاریوس که ماه محرم۱۰۱۶ه .ش را در اردبیل -شهر مقدس خاندان صفوی - بوده است توضیحاتی داده اما (( نه او و نه هیچ سیاح دیگر آن زمان))هیچ اشاره ای به نمایش نمی کند .

 در دوره ي زنـديه تـعزيه شكل خود را پيدا مي كنـد و در دوران قـاجـاريه به اوج خـود ميرسد . در ايـن دوره بعضي از افراد فقط به خاطر وجاحت ملي به تـعزيه كمك ميكردند .

يكي از ممالك ايران در مورد تـعزيه ي دوره ي نـاصر الدين شاه قاجار تـوضيح ميدهد كه ( ناصر الدين شاه كه از همه چيز وسيله ي تفريح مي تراشيد در اين كار هم سعي فراوان به خرج دادوشبيه خواني را وسيله اظهار تجمّل و نمايش جـلال وشكوه سلطنتش كـرد و آن رابه مقام بزرگي رساند، شاهزاده ها و رجال هم به تقليد از پادشاه تعزيه خواني را مي انداختند.)

                        Taziy 2                                                در اول محرم بـين 200تا300مـجلس عـزاداري در حسينيه ها، خانه ي اعـيان و تـكيه هاي محل درشهر تـهران رايج بود.از اولين زنـدگي شاهانه ي نـاصر الدين شاه رونق وعموميت تـعزيه و همچنين تفنن طلبي تماشاگران سبب شـد كه به تدريج حالت سر گرم كننده ي تعزيه بر جنبه ي عزادراريش قلبه كنند و نوعي مقدمه بر تعزيه افزوده شد و اجراي آنها پيش از تعزيه ي اصلي انجام مي شد كـمي بعد هجو وتحقير كـردن دشمنان دين بهانه اي شد براي اينكه رنگ تندي از هـزل و مسخره و مضحكه بـه اين سنتها افـزوده شود كـه تـعزيه نامه هاي مضحـك با عنـوان گـوشه صـورت مستقلي گـرفت .

 

        Taziy 1

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 5:43  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

نظريه هاي مختلف در مورد پيدايش تئاتر

------------------------------------+

 

با اينكه امروز منشاء آييني پذيرفته ترين نظريه درباره ي تئاتر است، اما تنها نظريه ي مورد قبول عام بحساب نمي آيد كه در زير به بررسي اين نظريه ها مي پردازيم .

 

 نظریه ی داستان سرایی  - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

بعضي از محققان تئاتر اعتقاد دارند كه سر چشمه ي تئاتر داستان سرايي است. آنها توضيح مي دهند كه گوش كردن به قصه ها عمده ترين خصلت انسان است ، همچنين آنها داستان گويي را پيشنهاد مي كنند، كه در آن الگوي تئاتر از افسانه سرايي سر چشمه مي گيرد .

افسانه ها ابتدا در باره ي شكار، جنگ يا قتو هات ديگرند و بتدريج آب و تاب بيشتري مي يابند مثلاً گوينده به تدريج به بازي كردن مي پردازد و ديالگ بكار مي برد و سپس شخصيتهاي مختلف قصه توسط افراد مختلف تجسم مي يابند بر اساس اين نظريه درام و تئاتر بايد از غريزه ي قصه گويي انسان سر چشمه گرفته باشد .

 

 نظريه ي رقص و حركات ضربي - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مطابق اين نظريه محققان اعتقاد دارند كه تئاتر از رقص و حركات ضربي و ژيمناستيك يا تقليد حركات و صداي حيوانات آغاز شد و بتدريج گسترش يافته است(1) .اين حركات بعد ها سيقل يافته و تزيين شده و به پايه ي اجراي تئاتري حساب شده رسيده اند(2) .

 

 نظريه ي تقليد و خيال پردازي - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

در قرن چهارم ق.م ارسطو گفت: ((انسان برحسب طبيعت خود جانور مقلد است و از تقليد كردن  از اشخاص و حركات ديگران و نيز از تماشاي تقليد نيز لذت مي برد)) در قرن بيستم ب.م عده اي از روانشناسان اعتقاد دارند كه انسان داراي خيال پردازي است و از اين طريق مي كوشد واقعيت بيرون را مناسب حال خود و نه چنانكه در زندگي روزمره به آن بر خورد مي كند باز سازي كند از اين رو قصه(3) به انسان امكان مي دهد كه اضطرابها و ترسها ي خود را عينيت ببخشد تا بتواند با آنها بر خورد كند يا عقيدها يا رؤياهايش را بتواند تحقق ببخشد .در اين صورت تئاتر وسيله اي مي شود كه انسان توسط آن جهان خود را تعريف مي كند يا از طريق آن از واقعيتهاي تلخ فرار مي كند .

 

 نظريه ي جوامع ايستا و پويا  - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

مفهوم ديگري كه كمك مي كند كه تئاتر را در دور نماي واقع ببينيم نظريه ي جوامع ايستا و پويا مي باشد، اين نظريه تحليلي از تفاوتهاي شرق و غرب در برخورد با مسئله ي تئاتر و شرايط متضاد آنها را تحت تأثير و شرايط متضاد آنها را تا حدودي روشن مي كند .

 الف: جوامع پويا: در اساطير غرب (يونان) مسئله ي اصلي بين دو سنخ از وجود است، يعني خدايان و انسانها كيفيت متمايز تفكر غربي را مي توان تا حدي در كش مكش بين دو نقش زمين و آسمان دانست اين نقشها هميشگي نيستند  از دوراني به دوراني ديگر و از جامعه اي به جامعه ي ديگر بشدت در حال تغيير هستند، گاهي تأكيد اصلي روي قدرت برتر خدايان مي باشد و انسان در موقعيتي كاملاً وابسته به اين نيرو قرار مي گيرد اين امر در حقيقت نگرش مذهبي است.گاهي نيز اصلي در انسان  و توانايي او  بعنوان موجودي عقلاني است كه خود قادر است مسائل خود را حل كند كه نگرش انسان گرايانه است .

يوناني ها با توسعه دادن نقش انسان باري سنگين بر دوش تفكر غرب نهادند در اين تفكر، انسان سهمي اساسي در اداره ي عمل امور جهان بر عهده مي گيرد، بنابراين دخالت جهان ملكوتي در امور زمين انسان رو به كاهش مي گذارد. لذا در تفكر غربي جهاني در درجه ي اول از زاويه ي ديد انسان نگريسته مي شود كه خود صحنه اي است پر از تضاد و تغيير و تحول با اين مقدمه مي توان گفت كه تئاتر غرب معتقد به تحول، تغيير و پويايي مي باشد .

 ب:جوامع ايستا : از طرف ديگر تفكر غالب در انديشه ي شرق تمايز بارزي بين انسان و خدا قائل نيست، در اساطير شرق، انسان مي كوشد از محدوديتهاي موقتي اين جهان فراتر رفته و با راز هستي(خدا) يگانه گردد كه در آن همه ي جدا يي ها از جمله جدا يي و تمايز بين انسان و روح ناپديد گردد. اگرچه در اين جهان همه چيز طوفاني و در حال تغيير است اما در پس اين تغيير و تحول نظمي چنان كامل حكم فرما است كه در مقابل هر نوع تحريفي مقاومت مي كند.

نگرش شرق مفهومي از نظم جهان القاء مي كند كه در آن همه ي وظايف نقشها و امكانات تثبيط شده اند، اين نگرش واقعيت ها را همچون زنجيري از تغييرات مداوم جهان هستي نمي پذيرد، بلكه وا قعيت را همچون وجودي ثابت مي شناسد بنابراين نمي پذيرد كه انسان مي تواند بر اين هستي تأثير بگذارد، بلكه معتقد است انسان با آن يكي شده، در نتيجه براي ذهن شرقي تغيير و تحول يك توهم است، حال آنكه براي ذهن غربي تغيير و تحول جوهر حقيقت و واقعيت است. با اين مقدمه مي توان گفت كه تئاتر آسيا و افريقا بيشتر گرايش به سكون، سنت و تعادل دارد، بطوريكه انسانهاي ابتدايي و خاور نزديك و مصر باستان به بينش مذهبي گرايش داشتند و جهان را همچون مكاني تحت تسلط آسمان مي دانستند كه ابدي و تغيير ناپذير است .

بخش عمده ي مطالب تاريخ نمايش را راه تحول يونان و اروپا را دنبال خواهد نمود، هر چند قبل از پرداختن به آن تاريخ لازم است به اختصار نگاهي به رشد و توقف تئاتر مصر و خاور نزديك بيندازيم كه گفته مي شود سر آغاز تمدن بشر بوده است كه در آينده به آن مي پردازيم .  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 5:42  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

20

و اما نفر ۲۰ خودمم کوچیکترین عضو گروه

شهاب الدین حسین پور متولد ۲۰ بهمن ۶۳ دانشجوی کارگردانی تئاتر در تهران.

و به زودی شرایط گروه درج خواهد شد...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 2:45  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

کارهای پیشین گروه

کارهای پیشین گروه:

۱.نمایش بر پهنه دریا

۲.نمایش زنی پشت در

۳.بداهه گویی آلما

۴.نمایش نهر فیروزآباد

۵.نمایش آهو

۶.نمایش هنر

۷.نمایش مستخدم ماشینی و...

۸.فیلم های کوتاه خیال ـ زنی پشت درـ صبح بخیر ـ پله و...

کارهای آینده گروه:

ـ گلن گری گلن راس

ـ پلیس

ـ نمایش کودک هپلی در شهر پروانه ها

ـ فیلم کوتاه اینک نوبت توست

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 3:3  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

اهداف(یه کوچولوش)

 magnify
Entry for January 14, 2008/join a group 

salam khoshal misham be jame samime ma be pezvandid

hadafe "parking artistic group" ijade angizeye behtar zistan,shad va ziba zistan ast baraye mardom.
bala bordan sathe farhang,tafakor va salighe dar anha.
va omidvarim ba etehademan shahede barghararie edalat va azadi dar jay jay koreye khaki bashim.
baghaye shoma va sarzamine ma bashad.
shahab hoseinpour
parking-artistic-group@yahoogroups.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 16:31  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

لیست اعضای کنونی پارکینگ

لیست اعضای کنونی پارکینگ:

۱ـ بورژین عبدالرزاقی(بازی و کارگردان)(موسس)

۲ـ محمد صدیقی مهر(بازی و مشاور)

۳ـ شهروز شبستری(بازی)

۴ـ بهارک صالح نیا(بازی)

۵ـ علیرضا ساوه دورودی(بازی و دستیار کارگردان)

۶ـ سعید یزدانی(بازی و طراح)

۷ـ آرش عزیزی(موسیقی و مدیر صحنه)

۸ـ حامد انصاری پور(بازی و مدیر صحنه)

۹ـ رضا شفیعیان(دراماتورژ و مشاور کاگردان و بازی)

۱۰ـ میلاد موسوی(دستیار کارگردان)

۱۱ـ علی رضا میرزائی(طراح)

۱۲ـ سینا نورایی(طراح و نویسنده)

۱۳ـ صبا حجت(بازی)

۱۴ـ شقایق مدی(نویسنده)

۱۵ـ هانیه عادلی(طراح و غکاس )

۱۶ـ سحر آربین(بازی)

۱۷ـ مجید میرزائی (طراح)

۱۸ـ ماندانا سوری (باری)

۱۹ـ محمد خسروی (بازی)

۲۰ـ مریم سالمی(بازی و کارگردان)

منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 15:40  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

فراخوان

گروه هنری پارکینگ با هدف ایجاد فضای

مناسب جهت انجام کلیه فعالیت های

هنری بخصوص تئاتر عضویت میپذیرد .

با حضور خود در گروه ما را در باز پس

گرفتن حق از دست رفته جامعه هنری

یاری دهید .  (برای ثبتنام مشخصات کامل خود را ایمیل کنید)

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 4:18  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

bazam yadesh bekheyr!!!

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 4:6  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

yadesh bekheyr!!!!

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 4:3  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

ملاقات بانوی سالخورده

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 3:19  توسط شهاب الدین حسین پور  |