تبليغاتX
parking artistic group

parking artistic group

در مملکتی که در آن معارف نیست گرچه مرگ ببارد کسی مخالف نیست

پیشینه

گروه پارکینگ از بهمن ماه 1383 فعالیت خود را با تمرین نمایشنامه : مرگ یزدگرد در

پارکینگ یک آپارتمان آغاز کرد.


این گروه که اعضای آن را جمعی از هنرجویان کانون تئاتر سمندریان تشکیل داده اند

 در حال حاضر در زمینه تئاتر و فیلم کوتاه فعالیت می کنند.


کارنامه:


تئاتر :


بر پهنه دریا - اثر : اسلاومیر مروژک


(اجراء در کانون تئاتر سمندریان – خرداد 1385)

فیلم کوتاه :


یک داستان کوتاه – قرار ملاقات – وظیفه – مرگ – جنون – برخورد غیر منتظره -


بچه های بد – دوازده – بنگ بنگ : شرکت در سومین جشنواره سراسری فیلم صد -

 
آخرین نقاشی : شرکت در سومین جشنواره سراسری فیلم صد – چند پلان زندگی

زنی پشت در - صبح بخیر - خیال و ...

(آرم سابق گروه)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 4:2  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

درباره کمدی دلارته

اقتباس : میرصلاح حسینی


کمدی دلارته را به دو ریشه نسبت می‌دهند:
1- چهار تیپ در کمدی‌های اتلانی رم قدیم دیده شده که عبارتند از:
تیپ احمق پرخور Maccus
تیپ احمق ابله Bacco
تیپ پیرمرد ساده لوح Pappus
تیپ فیلسوف احمق Dossenus

و Ruzzante نویسنده نمایش‌های روستایی از این تیپ‌ها در نمایش‌هاي خود استفاده کرد. چون بعضی از خصوصیات این نمایش‌ها را در کمدی دلارته می‌بینیم این طور به نظر می‌رسد که کمدی دلارته ریشه‌ای از این دو نمایش دارد.
عقیده ریشه دوم مربوط به شرق می‌شود.
وقتی سلطان محمد وارد قسطنطنیه می‌شود او که در حقیقت خلیفه و حاکم اسلامی است و در اسلام هم تئاتر را حرام می‌دانند. دسته‌ای از هنرپیشه‌های مسیحی از آن جا فرار می‌کنند و عده‌ای هم کشته می‌شوند. ریشه دوم را از این جا منشعب می‌کنند که عده‌ای از هنرپیشه‌های فراری قسطنطنیه به ونیز می‌آیند و شروع به اجرای نمایش‌هایی می‌کنند که پایه کمدی دلارته است.
کمدی دلارته در اواسط قرن شانزدهم در سرتاسر اروپا به خصوص در فرانسه و ایتالیا رواج داشت و تا این قرن با موفقیت روبه‌رو بود. لیکن این کمدی در سرزمین اصلی خود ایتالیا تا نیمه دوم قرن هجدهم مورد استقبال عموم مردم بود. از آنجا که این نمایش توسط بازیگران حرفه‌ای اجرا می‌شد، نمایشنامه‌های کمدی دلارته نمایشنامه‌های ادبی نیستند بلکه نمایش‌های "بدیهه‌سازی" هستند. ضمناً اين نمایش‌ها شخصیت ندارند بلکه با تیپ‌ها سر و کار دارند و از قرن 16 تا 18 تروي‌های کمدی دلارته از ایتالیا به شهرها و کشورهای مختلف معرفی می‌شوند.
سوژه‌ها و تیپ‌ها مشخص است و چارچوب داستان هم معلوم است. هنرپیشه‌ها با هم قرار می‌گذارند و روی صحنه می‌روند و بدیهه‌سازی می‌کنند بعد از این که کمدی دلارته اوج گرفت نقش‌ها را در دفترچه‌هایی به نام (canevas) که راهنمای بازی کمدی دلارته است و تم کلی را به دست هنرپیشه‌ها می‌داد، مي‌نوشتند.
این سبک به عنوان کمدی بدیهه‌سازی شناخته شد و کمدین‌های آن ‌لطیفه‌ها و کلمات ظریف را بر مأخذ سناریو ادا می‌کردند. و چون به علت این که شخصیت‌های آن بیشتر با ماسک روی سن ظاهر می‌شدند به آن "کمدی ماسک" نیز می‌گویند و بالاخره سبکی مخصوص را در فن تئاتر به وجود آورده است که به آن "کمدی ایتالیایی" یا فقط کمدی می‌گویند. چون تنها سبکی است که منحصراً توسط کمدین‌های ایتالیا به وجود آمده و توسعه یافته است.
در هر حال می‌توان گفت که فن بدیهه‌سازی بازیکنان قرون وسطی محققاً در تکوین و توسعه خود در مراسم و جشن‌ها و کارناوال‌ها نفوذ کرد.
داستان‌های عوام پسند و نمایش‌های فارسی روستایی و نمایشنامه‌هایی که دارای تیپ‌های مشخص بود توسط بازیگران و نمایش‌نویسانی مانند ژان جورجیو-آلیون (1521-1460) (Giangiorgio Alion) و آندره کالمو (Andrea Calmo) به وجود آمدند.
بدیهه‌سازی برخلاف نمایش‌های کمدی ادیبانه دوره رنسانس و نمایشنامه‌هایی که دارای متن بودند گسترش یافت به خاطر این که بازیگران و طرح‌های این نمایشنامه‌ها مورد استقبال عموم قرار می‌گرفت، گذشته از آن برای بازیگران حرفه‌ای این نیاز وجود داشت تا خوب توسط تماشاگران درک شوند. در کمدی دلارته عشاق-مستخدمین-مردان مسن نقش‌های اصلی ‌را به عهده دارند و شخصیت‌های دیگر هم در تکمیل آن سهمی بسزا دارند.
در این کمدی هر ماسکی نماینده شخصیتی مربوط به خود است.
این کمدی بیشتر با لهجه‌های متنوع ایتالیایی و یا اصطلاحات آمیخته به این زبان صحبت می‌شد و از نظر این که نوع لباس و طرز تقلید و صدای آنها با یکدیگر تطابق و هماهنگی دارد به یک نمایش واقعي بیشتر شبیه است.
کمدی دلارته یک کمیک تئاتری به نام "معنا" است و اغلب عمل نقش مهم‌تری از کلمات را دارد و گاهی اتفاق می‌افتاد که حرکات بازیگران شبیه اکروبات است و بازیگران در مقابل عملیات خطرناک مقاومت می‌کنند. گرچه کلمات کلی ادا می‌شود. لیکن به علت عظمتی که دارد این سبک به طور جهانی پذیرفته شده است.
کمدی دلارته از اکتورهای زن و مرد حرفه‌ای به وجود آمده و در بیان آنان از اعمال نفوذ و اجحاف‌هایی که به تلخی و تباهی منجر می‌شود صحبت می‌کنند و در ضمن این لطیفه‌گویی‌ها با نیرومندی تمام از شأن و مقام خود دفاع می‌کنند که در پس این کنایات و لطائف و فحاشی‌ها کمک بزرگی برای از میان بردن سدها و حصارهایی که میان طبقات وجود دارد می‌نماید.
در این نمایشنامه‌ها باقدرت‌ترین بیانات مهیج و شورانگیز انسانی نهفته است و به همین جهت جنبه‌هایی از فرهنگ ایتالیا و اروپا را به خود اختصاص می‌دهد.
همان طور که گفته شد تئاتری که نوشته ندارد نمی‌تواند شخصیت‌های خاصی را خلق کند. به همین جهت تیپ خلق می‌شود.
تیپ‌های کمدی دلارته عبارتند از:
آدم پیر ثروتمند که طرفدار دختران جوان است. RANTALON
دکتر و یا فیلسوف و ادیب و دانشمندی که غالباً یک دختر قشنگ دارد DOTTORE
نوکر یک آدم ثروتمند است و معروف‌ترین تیپ کمدی دلارته است. او فوق‌العاده زرنگ و حاضرجواب و پول‌دوست است.HARLEKIN همان هارلکین است که حالا پیر شده است و طرف ارباب را می‌گیرد. ZANNI
پیشخدمت زن است و غالباً نامزد هارلکین است و همدست او COLOMBINA
تیپ پهلوان است ولی واریاسیون جدی ندارد. مثل پهلوان پنبه است و معمولاً به عنوان خواستگاری دختر دکتر می‌آید ولی به او توجه نمی‌شود و هارلکین او را خیط می‌کند. او شوم‌ترین نقش کمدی دلارته را دارد. دوست دارد دوبهم‌زنی کند و خشم به پا نماید. CAPITANO
دختر عاشق که دختر مرد ثروتمند است. AMOROSA
جوانی که عاشق AMOROSA است. AMOROSO
بجز عاشق و معشوق همه پرسوناژها دارای ماسک هستند. و این دو نقش انسانی ماجرا را به عهده دارند.
نقش‌ها در طی سال‌ها تغییر می‌یابند. مثلاً نوکرها عوض می‌شوند و هارلکین به زانی تبدیل می‌شود. RANTALON همیشه ونیزی است و لهجه ونیزی دارد چون اغلب تاجرها ونیزی هستند. DOTTORE معمولاً از بولونیا می‌آید چون قدیمی‌ترین دانشگاه در آنجا است. HARLEKIN از برگامو می‌آید چون آنجا آدم‌های زیرک و ناجنس زیاد دارد. در کمدی دلارته دکور وجود ندارد‌ تا حدودی شبیه "نمایش روحوضی" است.


1- منابع: از کتاب کمدی دلارته اثر Giacomo Oreglia
2- مصاحبه با دکتر ممنون
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 3:52  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

بونراکو، يک شيوه جهاني

رضا آشفته:

بونراکو از آن دست شيوه‌هاي تئاتر عروسکي است که ابعاد گسترده‌ جهاني پيدا کرده‌ و به همين دليل در ايران هم شاهد استفاده فراوان از اين شيوه هستيم. پوشاندن لباس و نقاب سياه بر تن و چهره و گرداندن عروسک‌هاي بزرگ از نشانه‌هاي بارز اين شيوه است که اصالت و ريشه ژاپني دارد. بونراکو که در قرن هفدهم و از سال 1684 ميلادي به عنوان شکلي تئاتري به کار گرفته شده است، در قرن هجدهم به اوج خود مي‌رسد و امروز در سراسر دنيا به عنوان يک شيوه و يا تکنيک‌هايي از اين شيوه مورد استفاده فعالان تئاتر عروسکي قرار مي‌گيرد. اين اوج گرفتن آن قدر دامنه‌دار و تاثيرگذار بود که از بونراکو نمايش کابوکي به وجود آمد، البته اين نوع تازه به دليل گسترده بودن بونراکو همچنان مهجور باقي ماند تا در دوره ميجي و تحولات آن دوره و باز شدن دروازه‌هاي ژاپن به روي دنياي غرب، امکان ديده شدن و تبلور کابوکي هم ايجاد شد.
بونراکو چيست؟
عنوان بونراکو مربوط مي‌شود به نام يمورا بونراکوکن Uemura Bunrakaken که در اوساکا Osaka صاحب يک تئاتر بود و برنامه‌هاي تئاتري او تنها توسط يک نفر انجام مي‌شد. او اندازه‌ عروسک‌هايش را تا دو برابر بزرگتر کرد تا آن‌ها را به شخصيت‌هاي عروسکي کابوکي Kabuki که شبيه شخصيت‌هاي تئاتر زندگي بودند، نزديکتر کند. او اين کار را بدان جهت انجام داد که عروسک‌ها از لحاظ حرکت و بيان کم اهميت جلوه نکنند. سر عروسک‌هاي او داراي چشم‌ها و ابروان متحرک بودند و همان آن‌ها باز و بسته مي‌شد. دست‌هاي اين عروسک‌ها داراي انگشتان مفصل‌دار بودند.
عروسک‌گردان که در معرض ديد تماشاگران است کار حرکت دادن سر و بازوي راست عروسک را به عهده دارد و در همان حال دو دستيار او که دستکش‌هاي سياه به دست دارند، بازوي چپ و پاهاي عروسک‌ را حرکت مي‌دهند. شخص راوي يا خواننده وجود دارد و نوازنده، گفتار او را با نواختن ساز شاميسن Shamisen (سازي که داراي سه سيم است) همراهي مي‌کند. (1)
چرايي گسترش
وقتي در يک شيوه اجرايي تکنيک‌هايي موجود باشد که فارغ از معناي دروني آن بتواند در هر جايي قابليت اجرايي بيابد، ناخواسته چنين بهره‌برداري از آن ممکن خواهد شد. بونراکو ريشه در باورهاي مذهبي ژاپني شينتو دارد و بنابراين رنگ چهره‌هاي عروسک و نحوه لباس پوشيدن و ارائه موسيقي و آواز از اين باورها پيروي مي‌کند. اما در تبديل و استفاده از اين شيوه و تکنيک در جاهاي ديگر دنيا، اين باورها به کنار گذاشته مي‌شود، چون لزومي در باور داشتن آن‌ها احساس نمي‌شود، فقط تکنيک و زيبايي شناسي موجود در آن قابليت انتقال مي‌يابد و حالا هنرمندان دنيا مي‌توانند اين تکنيک‌ها و شيوه را در همجواري باورهاي خود استفاده کنند. البته گاهي اشتراکات فرهنگي مانع از حذف اين باورها مي‌شود. چنان چه استفاده از رنگ سرخ براي بيان هيجان و حسادت، سبز براي بيان نيروهاي فرازميني و ارغواني براي بيان مرتبه اشرافي شخصيت‌ها به کار گرفته مي‌شود. اين موارد به سادگي مي‌تواند در ديگر نقاط نيز قابل پذيرش باشد چنان چه در تعزيه ايراني رنگ سرخ براي اشقياء و رنگ سبز براي اولياء و اهل بيت به کار مي‌رود. اما اين بهره‌مندي گاهي در حد استفاده از تکنيک پوشش سياه، براي حرکت در صحنه و گرداندن عروسک‌ها به کار مي‌رود، گاهي از آن براي ساخت عروسک‌هاي بزرگ استفاده مي‌شود و گاهي تلفيق اين دو را با هم داريم. زماني نيز صحنه‌آرايي، استفاده از موسيقي و آواز زنده در کنار صحنه و حرکت عروسک‌ها در دل صحنه، از بونراکو به امانت گرفته مي‌شود.
بنابراين شيوه بونراکو ظرفيت بالايي دارد که به انواع و اقسام مختلف مي‌توان از آن بهره‌برداري نمايشي کرد، چنانچه در بالا نيز توضيح داديم که چنين امکاني در بونراکو ديده مي‌شود، برخي از تکنيک‌هاي آن به امانت گرفته شود.
در دنياي امروز به دليل ارتباطات ملل با همديگر، همه بر آن هستند از امکانات فرهنگي يکديگر استفاده کنند. اين ايراد نيست که در ايران يا هر جاي دنيا از شيوه بونراکو يا تعزيه يا روحوضي و کمديا دلارته استفاده شود، بلکه ايراد در اين جاست که ما نتوانيم با مقتضيات زماني روزگار خود را همسو کنيم و به لحاظ پيشرفت فرهنگي حرفي براي گفتن نداشته باشيم. ژاپن يکي از آن کشورهاي شرق دور است که خيلي زود در قرن اخير توانمندي‌هاي فرهنگي خود را به مشارکت جهاني گذاشته است چنانچه شعر هايکو و نمايش عروسکي بونراکو ديگر از مرزهاي ژاپن عبور کرده و در سراسر دنيا طالبان و طرفداران زيادي دارد.
پانوشت:
1) تئاتر عروسکي، گونتربيم، ترجمه حسن پارسايي، چاپ اول، 1377 ، انتشارات نمايش.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 3:48  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

دومین نشست گروه هنری پارکینگ

- دردومین نشست گروه هنری پارکینگ انتخابات اعضای هیئت 

 

مدیره برگزار شد.

 

- آرش عزیزی ، رضا شفیعیان ، آمنه شیخ السلام وعلیرضا ساوه

 

درودی به مدت یک سال به عنوان اعضای هیئت مدیره  مرا در

 

 تعالی گروه پارکینگ یاری می کنند.

 

- دراین نشست مصوب شد اعضای هیئت مدیره و سایر اعضای

 

 گروه هر دو ماه یکبار جلسه ای  برای گزارش اعمال انجام 

 

 شده داشته باشند.

 

- در این جلسه بنا شد هر دو هفته یکی از انجمن های گروه

 

نشست علمی را برگزار کند که برنامه آنها بدین شرح است:

 

نیمه دوم مرداد گروه طراحان - نیمه اول شهریور گروه  

 

موسیقی- نیمه دوم شهریور گروه نویسندگان - نیمه اول  

 

مهر گروه  کارگردانان - نیمه دوم مهر گروه بازیگران -  

 

نیمه اول آبان گروه تصویر و گرافیگ.

 

 

این روند بصورت چرخشی ادامه خواهد یافت.

 

- همچنین در این نشست طرح بزرگ "همایشهای علمی با

 

حضور اساتید مجرب" نیز مورد بررسی قرار گرفت که

 

شرح آن درروزهای  آتی درج خواهد شد.

                                                                مدیر و سرپرست گروه شهاب الدین حسین پور

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 2:47  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

دعوت به همکاری

به دوستان عزیز که در زمینه پژوهش

فعالیت دارند مژده میدیم که اگر هر

 گونه مقاله،نقد و ترجمه ای در مورد

 تئاتر دارید برای ما ارسال کنید حتما

 بنام خودتون در وب و مجلات هنری

مرتبط چاپ خواهد شد و از شما تقدیر

به عمل خواهد آمد.

                                                                 به تشکر مدیر گروه شهاب الدین حسین پور 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 0:51  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

داستانهای کوتاه

مادر مهربان

 

 

ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟

مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود .

 

 


 

اشتباه فرشتگان

 

درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود .

پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟

از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و...

حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند.


 

مرد کور

 

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و

 کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی

 تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک

کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت

 نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه

بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از

 مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را

برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را

کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز

روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که

کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد

کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و

خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را

نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته

است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی

نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری

نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد

 کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی

روی تابلوی او خوانده میشد:

 امروز بهار است، ولی من نمیتوانم

آنرا ببینم  !!!!!

     وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی

خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن

خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز

برای زندگی است.


حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و

روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است ....

لبخند بزنید

 

 

 



 

یکی از بستگان خدا

 

شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.

پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه  سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.

در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.

خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.
- آهای، آقا پسر!
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک  با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:
- شما خدا هستید؟
- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
- آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 0:14  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

اولین نشست گروه هنری پارکینگ

اولین نشست گروه هنری پارکینگ با وجود تمام مشکلات و عدم حضور برخی از اعضا برگزار شد و به نتایج فابل توجهی دست پیدا کردیم:

۱ـ حضور مستمر در جشنواره های نمایشی(فجر،دانشجویی،آئینی سنتی و...).

۲ـ تثبیت محل برگزاری نشست ها.

۳ـ شکل گیری هیئت مدیره جهت اخذ تصمیمات گروه.

۴ـ جریمه نقدی برای افراد متاخر .

۵ـ داشتن دفترچه نظرات در جلسات.

۶ـ پرداخت مبلغ ۵ هزار تومان بصورت ماهیانه توسط اعضا به صندوقی برای تامین هزینه های گروه(کارگاه های آموزشی،نشست با اساتید و...).

۷ـ برگزاری جلسات پژوهشی و آموزشی برای تعامل و تبادل اطلاعات در بین اعضا.

۸ـ ایجاد کتابخانه.

موضوع نشست آینده:میزان دستمزد افراد در هر فعالیت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 21:7  توسط شهاب الدین حسین پور  |