تبليغاتX
parking artistic group

parking artistic group

در مملکتی که در آن معارف نیست گرچه مرگ ببارد کسی مخالف نیست

زندگینامه وودی آلن

 
 
تاریخ و محل تولد : اول دسامبر 1935 ( نیورک – آمریکا)

تاریخ و محل فوت : همچنان زندست

زندگی نامه :



وودی آلن در بروکلین نیویورک بدنیا آمد مادرش گل فروش بود و پدرش شغله ثابتی نداشت .

در مدرسه بچه ها به خاطر موهای قرمزش او را مسخره میکردند و به او مو قرمز می گفتند .

16 ساله بود که شروع به نوشتن داستاهای کوتاه و کمدی کرد و از مدرسه جوایزی گرفت
 
 پس از پیان دبیرستان به دانشگاه نیویورک رفت و در آنجا در رشته علوم ارتباطات و
 
فیلم سازی مشغول به تحصیل شد .

پس از پایان تحصیلات دانشگاهی با هالن روزن دانشجوی رشته فلسفه ازدواج کرد
 
 اما این ازدواج دوامی نداشت و در سال 1957 از او جدا شد .

از سال 1960 شروع به نوشتن نمایشنامه های کمدی و طنز کرد و از دانشگاه نیویورک
 
 چندین جایزه گرفت و و سپس به تلوزیون راه پیدا کرد و در برنامه های طنز به اجرا پرداخت .

وی اولین فیلمش را در سال 1965 تهیه کرد .


نکته ها :



آلن مدت زیادی با میافارو نامزد کرد ولی با او ازدواج نکرد سپس با یک دختر 27 ساله به نام
 
 سونیا در سال 1997 ازدواج کرد و صاحب 2 دختر شد که هنوز به سن 7 سال نرسیده بودند
 
که وارد موسیقی شدند و در رشته جاز فعالیت کردند .

از تاریکی هراس دارد.

پزشکان برای حالت بد بینی و ترسش داروهای زیادی برایش تجویزکرده اند

می گوید از دوران کودکی بر طبق یک خرافه باید صبحانه را حتما ساعت 7 بخورم
 
 وگرنه تعادلم بهم میخورد.

در اکثر فیلمهایش حداقل یک شخصیت نویسنده وجود دارد که نماد خودش است.

به طور مستقیم در دوربین نگاه میکند.


گفته هایی از او :



دو باور غلط درباره من وجود دارد : یکی اینکه روشن فکرم چون عینک میزنم و بدتر آنکه
 
هنرمندم چون فیلمهایم فروش نمیکند.

من از مرگ نمیترسم فقط دلم نمیخواهد وقتی آمد من آنجا باشم .

مثبت اندیش که باشیم میبینم که مرگ به سادگی دراز کشیده است .

از همان زمان که 5 سال بیشتر نداشتم تفکر در مورد فلسفه تمام شور و حالم را تبدیل به
 
 هراس کرد و اکنون هم که 70 اندی سن دارم این ترس و نگرانی را دارم .

من زمانی که خود را خوار و زمین خورده میابم موضوعات سر گرم کننده به ذهنم میرسد
 
 ولی وقتی سر حال هستم دچار یک حالت عصبی و دستپاچگی میشوم.

اساسا من آدم بی فرهنگی هستم ترجیح میدهم بیسبال ببینم و آجو و گوشت فیفلی بخورم .

در زندگی چیزهای بدتر از مرگ هم وجود دارد تا الان یک بعد از ظهر را با مامور بیمه گذرانده اید

مغز من دومین ارگان مورد علاقه من است.

از او پرسیدند: چرا هیچوقت فیلمهایت را نمیبینی ؟
 
گفت : فکر میکنم از انها بدم بیاید!!!

من یک دوره تند خوانی را گذراندم و در 20 دقیقه جنگ و صلح را خواندم فهمیدم در مورد روسیه است.

عاشقی یعنی درد کشیدن برای اینکه درد نکشی مباید عاشق بشوی اما آدم از عاشق نبودن
 
 هم درد می کشد بنابراین عاشقی یعنی درد کشیدن عاشق نبودن هم یعنی درد کشیدن
 
 برای شاد بودن باید عاشق بود پس برای شادی باید درد کشید اما درد کشیدن آدم را
 
غمگین میکند پس برای غمگین بودن باید عاشق شد امیدوارم بتوانی بفهمی !


چند فیلم از وی :

تازه چه خبر پوسی کت ؟ (1965 )
 چه خبر تایگر لی لی ؟ ( 1966)
پول را بردار و فرار کن ( 1969)
دوباره بنواز سام ( 1972)
 عشق و مرگ ( 1975 )
 آنی هال ( 1977)
هانا و خواهرش ( 1986)
 گلوله ها بر فراز برادوی ( 1994)


جوایز :



1978 : برنده اسکار بهترین کارگردانی برای فیلم آنی هال

1978 : نامزد اسکار بهترین بازیکر برای فیلم آنی هال

1978 : برند ه اسکار بهترین فیلنامه برای فیلمه هانا و خواهرانش

1978 : برنده اسکار بهترین کارگردانی برای فیلم هانا و خواهرانش

1988 : نامزد اسکار بهترین فیلمنامه برای فیلمه روزهای رادیو

1991 : نامزد اسکار بهترین فیلمنامه برای فیلمه آلیس
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 12:56  توسط شهاب الدین حسین پور  | 

زندگینامه استاد حمید سمندریان

حميد سمندريان در سال 1310 در تهران متولد شد. شروع فعاليت تئاتريش در حين تحصيل در دوره متوسطه بود او در كلاسهاي تئاتر و هنر پيشگي استادان حسين خيرخواه ـ شباويز و نصرت كريمي شركت و تحصيل نموده است اين كلاسها زير نظر استاد عبدالحسين نوشين اداره مي‌شد. حميد سمندريان همچنين ويلون مي‌نواخت و از شاگردان ذوالفنون بود.
وي پس از اتمام دوره دبيرستان به اروپا سفر كرد و در آلمان دوره مهندسي شوفاژ سانترال را در دانشگاه صنعتي برلين گذراند اما بعد از آن به كنسرواتور عالي موسيقي و هنرهاي نمايشي هامبورگ وارد شد برخورد با تئاتر آن‌قدر برايش گسترده بود كه مجالي براي موسيقي نمي‌گذاشت و شايد براي هميشه از موسيقي خداحافظي كرد.
وي طي شش سال به صورت آكادميك تحت تعليم ادوارد ماركس كه يكي از استادان برجسته تئاتر بود اصول و مباني كارگرداني و بازيگري را آموخت و همزمان در آلمان به صورت حرفه اي مشغول به كار شد.
وي پس از پايان اين دوره به دعوت اداره هنرهاي نمايشي دراماتيك اداره كل هنرهاي زيباي كشور به ايران برگشت و به سرعت نمايشنامه دوزخ يا در بسته اثر ژان پل سارتر را در تالار نوبنياد همين اداره به روي صحنه آورد، ضمنا با همكاري دكتر مهدي فروغ به تاسيس (هنرستان آزاد هنرهاي دراماتيك ) كه وابسته به هنرهاي زيباي كل كشور بود دست زد.
بعد از آن حميد سمندريان به دعوت مهندس هوشنگ، دكتر بركشلي و با همكاري دكتر مهدي نامدار دانشكده تئاتر دانشگاه تهران را بنيان گذاشتند و كار تدريس را بدون وقفه تا به امروز در دانشگاههاي تهران و كليه دانشگاهاي تئاتري ادامه داد.
در سال 1373 به تاسيس كلاسهاي آزاد بازيگري و كارگرداني دست زد كه هنرجويان بسيار زيادي از آنجا فارغ التحصيل شدند و به عرصه حرفه‌اي هنر وارد شدند.
حميد سمندريان در سالهاي قبل از انقلاب سال 1342 گروه تئاتري منسجمي به‌نام گروه هنري پاسارگاد تشكيل داد كه افراد گروه عبارت‌اند از: پرويز پور حسيني ـ سعيد پور صميمي ـ پري صابري ـ اسماعيل محرابي ـ جمشيد مشايخي ـ پرويز كاردان ـ محمد حفاظي ـ منوچهر فريد ـ ثريا قاسمي ـ اسماعيل شنگله ـ مهدي فخيم زاده و....

http://artists-biography.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 12:47  توسط شهاب الدین حسین پور  |